ج - گريستن امام عليه السلام ، هنگام رسيدن به كربلا
399 . وقعة صفّين - به نقل از حسن بن كثير ، از پدرش - : على عليه السلام به كربلا درآمد و [ چندى ] توقّف ورزيد . به وى گفته شد : اى امير مؤمنان ! اين [ جا ] كربلاست .
گفت : « جاى كَرب و بلاء ( اندوه و آسيب ) ! » .
سپس با دست خويش به جايى اشاره كرد و گفت : « اينجا باراندازشان است و استراحتگاه شترانشان است » .
آنگاه با دستش به مكانى ديگر اشاره كرد و گفت : « اينجا خونهاشان ريخته مىشود » . « 1 »
د - اشتر ، فرمانده پيشقراولان سپاه امام عليه السلام
400 . تاريخ الطبرى - به نقل از خالد بن قُطْن حارثى - : آنگاه كه على عليه السلام از فرات برگذشت ، زياد ابن نضر و شريح بن هانى را فرا خواند و با همان حال كه از كوفه بيرون شده بودند ، به سوى معاويه روانه ساخت .
آن دو ، پس از آن كه امام عليه السلام از كوفه [ به سوى معاويه ] روانهشان كرد ، كنارهء فرات را در خشكى از جانب كوفه در پيش گرفتند تا به عانات « 2 » رسيدند . در آنجا ، خبر يافتند كه على عليه السلام راه جزيره را در پيش گرفته و معاويه با سپاه شام ، از سوى دمشق به رويارويى با على عليه السلام مىرود . [ با خود ] گفتند : نه ؛ به خدا سوگند ، اين خردمندانه نيست كه ما به راه ادامه دهيم ، حال آن كه اين رود ميان ما و مسلمانان و امير مؤمنان ، فاصله اندازد ؛ و خير ما در آن نيست كه با شمارِ كم و بدون نيرو [ ى كمكى ] و پشتيبانى ، با سپاه شام رويارو شويم .
هامش
( 1 ) . وقعة صفّين : ص 142 .
( 2 ) . عانه ، سرزمينى است مشهور در عراق ، ميان رَقّه و هيت . ذكرى از آن در شعر به صورت « عانات » آمدهاست كه به نظر مىرسد به عانه و حوالى آن ، اطلاق شده است . اين سرزمين نزديك « حديثه » بر حاشيهء فرات واقع است ( معجم البلدان : ج 4 ص 72 ) .