حكومت او خواهد افزود ، امّا وى چنين نكرد .
بدين سان ، عمرو از او گلهمند شد . پس به اختلاف و كينورزى درافتادند . معاوية بن حَديج به آشتى دادنشان برآمد و ميانشان عهدى چنين نوشت : « حكومت مصر ، هفت سال از آنِ عمرو باشد » . سپس بر اين عهد ، گواهانى گرفت و عمرو در سال 39 [ هجرى ] روانهء مصر شد و نزديك سه سال در آن جا بزيست و آنگاه بمرد . « 1 »
392 . امام على عليه السلام - در ياد كرد از عمرو بن عاص - : همانا او با معاويه بيعت نكرد ، مگر آنگاه كه وى شرط كرد در آينده پاداشى به او دهد و براى دست كشيدن از دين ، او را اندك عطايى بخشد . « 2 »
د - سوء استفاده از پيراهن عثمان
393 . تاريخ الطبرى - به نقل از محمّد و طلحه - : آنگاهكه نعمان بن بشير ، پيراهن خونين عثمان را كه به گاه كشته شدن در بر داشت ، براى شاميان آورد ، معاويه آن را بر منبر نهاد و خبر را با نوشتن نامه به آگاهىِ شهرها و روستاها رسانيد . همراه آن پيراهن ، انگشتانِ نائله ، همسر عثمان نيز بود ؛ دو انگشتِ قطع شده از مفصل و بخشى از كف دست و دو انگشتِ بريده از بيخ و نيمى از انگشت شست .
مردم [ براى ديدن ] بهسوى پيراهنگسيلشدند و چندى گريستند ، در حالى كهپيراهن بر منبر قرار داشتو انگشتان از آن آويزان بود . مردان شام سوگند خوردند كه هرگز با زنان خويش درنياميزند و آبِ غسل ، جز براىِ [ رفعِ ] احتلام ، بهبدنشان نرسد ، و بر بستر نيارامند تا آنگاه كه يا كشندگان عثمان و كسى را كه از آنان به گونهاى حمايت مىكند ، بكشند و يا جانشان را از كف بدهند . پس يك سال ، پيرامون پيراهن ماندند ، در حالى كه هر روز پيراهن بر منبر نهادهمىشد و گاهآن را فرو مىپوشاندند و
هامش
( 1 ) . سير أعلام النبلاء : ج 3 ص 73 ش 15 .
( 2 ) . الإمام عليّ عليه السلام - في ذِكرِ عَمرِو بنِ العاصِ - : إنَّهُ لم يُبايِع مُعاوِيَةَ حَتّى شَرَطَ أن يُؤتِيَهُ أتِيَّةً ، ويَرضَخَ لَهُ عَلى تَركِ الدِّين رَضيخَةً ( نهج البلاغة : خطبهء 84 ) .