ه - نخستين كسى كه بيعت كرد
189 . الكامل فى التاريخ : هنگامى كه عثمان كشته شد ، ياران پيامبر خدا از مهاجران و انصار ، در حالىكه در ميان آنان طلحه و زبير نيز بودند ، گِرد آمده ، نزد على عليه السلام رفتند و به وى گفتند : مردم را گريزى از داشتن پيشوا نيست . على عليه السلام فرمود : « مرا به حكومت بر شما نيازى نيست . هر آنكس را كه برگزيديد ، بدان رضايت مىدهم » .
گفتند : جز تو را برنگزينيم .
بارها نزد او آمد و شد كردند و در آخرين مرتبه به وى گفتند : به درستى كه كسى را شايستهتر از تو بر امر حكومت نمىشناسيم كه از تو پيشتازتر [ در اسلام ] و به پيامبر ، نزديكتر باشد .
آنگاه امام فرمود : « چنين مكنيد ! اگر من وزير باشم ، بهتر از آن است كه امير باشم » .
آنان گفتند : به خدا سوگند ، هيچكارى انجام نمىدهيم ، مگر آنكه با تو بيعت كنيم .
فرمود : « پس در مسجد ؛ چرا كه بيعت من ، پنهانى نخواهد بود و جز در مسجد ، انجام نخواهد شد » .
على عليه السلام به آن دو فرمود : « اگر دوست داريد ، شما با من بيعت كنيد و اگر مىخواهيد ، من با شما بيعت كنم ؟ » .
گفتند : ما با تو بيعت مىكنيم . « 1 »
و - بيعت عمومِ مردم
190 . امام على عليه السلام - در گزارش بيعت خود - : دستم را گشوديد و من آن را بستم ، و شما آن را كشيديد و من جمع كردم . آنگاه ، مانند شتران تشنه كه به آبخورها وارد شوند ، گرد من ازدحام نموديد ، به گونهاى كه كفش از پايم در آمد و عبا از دوشم افتاد و ناتوانان ، لگدمال شدند . شادمانى مردم از بيعت با من ، بدان پايه رسيد كه خردسالان ، شادمان
هامش
( 1 ) . الكامل فى التاريخ : ج 2 ص 302 .