تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
درستى كه من حكومت بر امت محمّد را خوش نمىداشتم - اين را خداوند در آسمان‌ها و بالاى عرش مىداند - ، تا آن‌كه شما [ مردم ] بر اين امر ( حكومت من ) ، اتّفاق كرديد . پس من هم آن را پذيرفتم . « 1 »

د - انگيزه‌هاى امام عليه السلام براى پذيرش حكومت

188 . امام على عليه السلام : آگاه باشيد ! سوگند به آن‌كه دانه را شكافت و انسان را بيافريد ، اگر حضور حاضران نبود و حجّت با وجود ياورْ تمام نمىشد ، و [ اگر نبود ] پيمانى كه خداوند از عالمان گرفته كه بر شكمبارگى ستمگران و گرسنگى مظلومان ، بىقرار باشند ، هر آينه ، افسار حكومت را بر پشتش رها مىكردم و آخرش را با كاسهء اوّلش سيراب مىساختم و مىديديد كه دنياى شما نزد من ، از آبِ بينى بُز ماده‌اى بىارزش‌تر است . « 2 »
هامش
- حكومت ، چونان ابزارى براى استواردارى حق و گسترش عدل و اقامهء قسط مىانديشيد . آيا شرايط سياسى ، اجتماعى و فرهنگى آن روزگار ، براى دست يافتن به چنين اهدافى از حكومت ، آماده بود ؟ اكنون و از پسِ 25 سال دگرگونىهاى سياسى ، اجتماعى و فكرى و ديگرسانىهاىِ روحى و ذهنى ، صحابيان و همراهان نيز دگرگونه شده‌اند ، با انديشه‌هايى ديگر ، و معيارها و ملاك‌هايى ديگر براى زندگانى و . . . . همهء اينها تصويرى از دين در ذهن و زبانْ رقم زده بود كه عمل بر اساس كتاب و سنّت ( به دور از مجامله‌ها و مداهنه‌ها ) را بسى دشوار مىساخت . امام على عليه السلام مىدانست كه آب رفته را به جوى بازگرداندن ، همان و سر بركشيدن فتنه‌ها ، همان ! گزاردن حق ، همان و سر بركشيدن باطل‌ْمداران حق ستيز ، همان ! از اين روى ، از پذيرش ، تن مىزد و بر آن تأكيد مىورزيد ، تا مگر فردا و فرداها در برابر سركش‌ها حجّتى باشد . بدين‌سان ، مولا عليه السلام با امواج خروشان مردمى كه فرياد برآورده‌اند كه على بايد زمامِ خلافت را به دست گيرد ، اتمام حجّت مىكند كه او از پذيرش خلافت ، گسترش عدالت ، گزاردن حق و احياىِ آيين الهى را مراد كرده است و راه ، اين است ، نه جز اين . ( 1 ) . الإمام عليّ عليه السلام - في خُطبَتِهِ بَعدَ البَيعَةِ - : أمّا بَعدُ ، فَإِنّي قَد كُنتُ كارِهاً لِهذهِ الوِلايَةِ - يَعلَمُ اللَّهُ في سَماواتِهِ وفَوقَ عَرشِهِ - عَلى امَّةِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله ، حَتَّى اجتَمَعتُم عَلى ذلِكَ ، فَدَخَلتُ فيهِ ( الأمالى ، طوسى : ص 728 ح 1530 ) . ( 2 ) . عنه عليه السلام : أما وَالَّذي فَلَقَ الحَبَّةَ ، وبَرَأَ النَّسَمَةَ ، لَولا حُضورُ الحاضِرِ ، وقِيامُ الحُجَّةِ بِوُجودِ النّاصِرِ ، و ما أخَذَ اللَّهُ عَلَى العُلَماءِ ألّا يُقارّوا عَلى كِظَّةِ ظالِمٍ ، ولا سَغَبِ مَظلومٍ ، لَأَلقَيتُ حَبلَها عَلى غارِبِها ، وَلَسَقَيتُ آخِرَها بِكَأسِ أوَّلِها ، ولَأَلفَيتُم دُنياكُم هذِهِ أزهَدَ عِندي مِن عَفطَةِ عَنزٍ ( نهج البلاغة : خطبهء 3 ) .