آزادى ، استقلال ، عزّت و هر آنچه را كه به حقوق فردى و اجتماعى مردمْ مرتبط مىشود ، از ضرورتهاى حكومتها تلقّى كرده و براى استوارى و ماندگارى حكومتها ، آنها را ضرورى مىداند .
2 . سياستهاى تباهى و سقوط
امام على عليه السلام ، سياستهايى را باعث تباهى و دگرگون كننده دانسته است . اينگونه سياستها ، گو اينكه روزگارى كوتاه ، سودمند افتند و زمانى نه چندان طولانى ، حكومت را استوار بدارند ، در نهايت ، به سقوط و تباهى آن منجر خواهند شد . آنچه را كه آموزههاى على عليه السلام دگرسان كننده و باعث تباهى نشان داده ، عبارتاند از : تجاوز به حقوق مردم ، خونريزى به ناحق ، سوء تدبير در ادارهء امور ، خودخواهى و استئثار ، مقدّم دانستن حاكمان و سران و اطرافيان حكومت بر ديگران ، بىتوجّهى به حركتها و امور بنيادين ، و پرداختن به مسائل كوچك و بىثمر و كم اهميّت ، واگذارى كارها به افراد ناكارآمد ، و بهره نگرفتن از انسانهاى كارآمد .
3 . سياستهاىِ كارآمد بين المللى
افزون بر آنچه آمد ، امام ، سياستهايى را در پيش گرفته و شيوههايى از تعامل را بر شمرده است كه بايد حاكمان ، در برخورد با دولتها ، ملّتها و ديگر كشورها ، بدان توجّه كنند . اين حقايق را از لا به لاى سخنان زرّين امام و نيز با تأمّل در سيرهء آن بزرگوار ، مىتوان به دست آورد :
رعايت حقوق انسانها با هر انديشه و تفكّرى و براى آنها حقوق انسانى قائل شدن ، در برخوردها و رويارويى با ديگران ، عزّتمدارى را پيشهء خود ساختن ، و در برقرارى پيوند با دولتها و ارتباط با ملّتها از هر گونه پيوند و ارتباط عزّتسوز ، تن زدن و هرگز تن به ذلّت ندادن ، بر سياست تشنجزدايى در برخورد با دولتها تأكيد كردن ، و در جهت گسترش صلح راستين و زندگى مسالمتآميز آميخته به عزّتْ