توسعهء اقتصادى بدون توسعه فرهنگى ممكن نيست . در آموزههاى الهى به اين نكته تصريح شده است كه فلسفهء وحى و راز نبوّت و چرايى حكومت در مكتب رسولان ، آموزش و پرورش انسانها ، جهلزدايى و برانگيختن خِرَدهاست و على عليه السلام كه بيشتر از هر كسى ذهن ، زبان و كردارش ، مبيّن و مفسّر فرهنگ نبوى بوده است ، اين حقيقت را به گونهاى بس زيبا در خطابههايش برنموده است « 1 » و تأكيد بر گسترش فرهنگ را در كنار ابعاد ديگر زندگى ، در سيره عملى خود نيز به روشنى عرضه كرده است .
2 . تصحيح فرهنگ عمومى
از جمله سياستهاى و الا ، برجسته و ارجمند علوى ، مبارزه با سنّتهاى باطل ، شيوههاى ناهنجار ، روشهاىِ ناشايسته ، و تأكيد بر شيوههاى پسنديده و روشهاى بايسته و در يك جمله ، تصحيح فرهنگ عمومى است .
3 . نقد ، آرى ! چاپلوسى ، هرگز !
انتقاد ، حقّىاست كه بدان وسيله ، ساير حقوق احيا مىگردد و از استبداد - كه خطرناكترين آفت حكومتهاست - ، پيشگيرى كند .
در جامعهاى كه انتقاد ، آزاد است و مردم مىتوانند ضعفها و كاستىهاى مديريت حاكم را بازگو كنند ، دولتمردان ، بهتر مىتوانند نقاط ضعف كارهاى خود را مشاهده كنند و با فساد و بىعدالّتي ، مبارزه نمايند و خدمات ارزندهاى ارائه دهند .
از سوى ديگر ، با نبودن انتقاد ، زمينه براى رشد چاپلوسان و تملّقگويان ، باز مىشود ؛ نقاط ضعف سياستها و برنامهها و اقدامات دولتمردان ، پنهان مىماند و در نتيجه ، فساد و تباهى و بىعدالتى در دستگاههاى دولتى رشد مىنمايد و به سقوط
هامش
( 1 ) . ر . ك : نهج البلاغة : خطبهء 1 و 2 .