فرا خواندهاى ؟ » .
عمر به او گفت : تو را براى بيعتى فرا خواندهايم كه مسلمانان ، بر آن اجتماع كردهاند .
على عليه السلام فرمود : « اى گروه ! شما حكومت را از دست انصار گرفتيد ، با اين استدلال كه ابو بكر [ با پيامبر صلى الله عليه و آله ] خويشاوند است ؛ چون مىپنداشتيد كه محمّد صلى الله عليه و آله از ميان شماست . پس ، آنان زمام امور را به شما سپردند و كار را به شما وا نهادند .
من ، با همان استدلالى كه بر انصار احتجاج كرديد ، بر شما احتجاج مىكنم . ما در زندگى و مرگ ، به محمّد صلى الله عليه و آله نزديكتريم ؛ چرا كه ما ، اهل بيت او و نزديكترينِ مردم به او هستيم .
پس اگر از خدا مىترسيد ، با ما انصاف بورزيد و در اين امر ، آنچه را انصار براى شما شناختند ، شما نيز براى ما بشناسيد » .
پس ، عمر به او گفت : اى مرد ! تو رها نمىشوى ، مگر آن كه همان گونه كه ديگران بيعت كردند ، بيعت كنى .
على عليه السلام فرمود : « من هم از تو نمىپذيرم و با كسى كه از او براى بيعت گرفتن سزاوارترم ، بيعت نمىكنم » .
پس ، ابو عبيدة بن جرّاح به او گفت : اى ابو الحسن ! به خدا سوگند ، تو به اين امر به خاطر فضل و سابقه و خويشاوندىات سزاوارى ؛ امّا مردمان بيعت كردند و به اين پيرمرد ، راضى شدند . پس تو هم به آنچه مسلمانان راضى شدند ، راضى شو .
على - كه خداوند گرامىاش بدارد - فرمود : « اى ابو عبيده ! تو امين اين امّتى . پس ، از خدا دربارهء خودت پروا كن ، كه اين روز ، روزهايى در پشت سر دارد و براى شما شايسته نيست كه حاكميّت و قدرت محمّد صلى الله عليه و آله را از خانه و درون اتاقش بيرون بكشيد و به خانهها و درون اتاقهايتان ببريد ؛ زيرا قرآن ، در اتاقهاى ما نازل شد و ما ، معدن و منشأ علم و حكمت و دين و سنّت و واجباتيم و ما از شما به كارهاى مردم ، آگاهتريم . پس ، از هوا و هوس پيروى نكنيد ، كه بىارزشترين سهم ، نصيب شما مىشود » .
گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: محمد الريشهري
ص١٧٨