در آن صورت ، يا با وجود ناخشنودى ، با وى بيعت مىكرديم و يا با آنان مخالفت مىكرديم كه فساد به پا مىشد .
پس ، هر كس بدون مشورت با مسلمانان ، با كسى بيعت كند ، نه او و نه كسى كه با او بيعت كرده ، نبايد پيروى شوند ، مبادا كه كشته شوند . « 1 »
ج - كسانى كه از بيعت با ابو بكر ، سر باز زدند
140 . تاريخ اليعقوبى : گروهى از مهاجران و انصار از بيعت با ابو بكر ، سر باز زدند و به على بن ابى طالب عليه السلام متمايل شدند ، از جمله : عبّاس بن عبد المطّلب ، فضل بن عبّاس ، زبير بن عوّام بن عاص ، خالد بن سعيد ، مقداد بن عمرو ، سلمان فارسى ، ابو ذر غِفارى ، عمّار بن ياسر ، بَراء بن عازب و ابىّ بن كعب .
ابو بكر به دنبال عمر بن خطّاب و ابو عبيدة بن جرّاح و مغيرة بن شعبه فرستاد و گفت : نظر ( صواب ) ، چيست ؟
گفتند : صواب ، آن است كه عبّاس بن عبد المطّلب را ببينى و سهمى از اين حكومت براى او و نسلش قرار دهى و بدين وسيله در طرف على بن ابى طالب ، شكاف اندازيد تا اگر با شما شد ، برايتان حجّتى بر ضدّ على باشد . « 2 »
د - سخن امام على عليه السلام پس از آگاهى از ماجراى سقيفه
141 . الإرشاد : چون ماجراى بيعت ابو بكر پايان گرفت و بيعتكنندگان ، با وى بيعت كردند ، مردى نزد امير مؤمنان ، كه قبر پيامبر خدا را با بيل صاف مىكرد ، آمد و به او گفت :
مردم با ابو بكر بيعت كردند و انصار ، به سبب اختلاف داخلىشان خوار شدند و آزادشدگان [ فتح مكّه ] « 3 » به بيعت با آن مرد ( ابوبكر ) ، مبادرت ورزيدند كه مبادا [ خلافت ] به شما برسد .
هامش
( 1 ) . صحيح البخارى : ج 6 ص 2505 ح 6442 .
( 2 ) . تاريخ اليعقوبى : ج 2 ص 124 .
( 3 ) . منظور ، آن دسته از قريش هستند كه در فتح مكّه هنوز مسلمان نشده بودند و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمان داد كهكسى آنان را به اسارت نگيرد تا بلكه مسلمان شوند .