تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
هامش
از گزارش‌هاى تاريخى درمىيابيم كه گروهى با عمر همراهىو هميارىكرده‌اند . اين‌گزارش‌ها ، نشان‌دهندهء وجود گروه فشارى است كه حتّى در محفل خصوصى پيامبر صلى الله عليه و آله هم حضور دارند ، به گونه‌اى كه كشمكش و درگيرى ، بالا مىگيرد و در پايان كار ، نوشتن وصيّت نيز بىفايده مىشود . امّا شگفت‌تر ، آن كه برخى به توجيه كار عمر پرداخته‌اند و براى آن كه درستى عمل او را اثبات كنند ، به خُرده‌گيرى از پيامبر صلى الله عليه و آله پرداخته‌اند . گاه مىگويند : آن ، از نشانه‌هاى فهم و دقّت و فضيلت عمر است ؛ چرا كه او ترسيد پيامبر صلى الله عليه و آله چيزهاى صريحى بنويسد كه نه بتوانند بدان عمل كنند و نه راهى براى تفسير و تأويل آنها باقى بماند و در نتيجه گرفتار عقوبت شوند ( شرح النووى على صحيح مسلم : ج 11 ص 99 ( ذيل حديث 1637 ) ) . پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد : « مىخواهم چيزى برايتان بنويسم كه تا ابد ، گم‌راه نشويد » و اينان مىگويند : نوشتهء پيامبر ، موجب عقاب مىشد و مخالفت‌عمر ، دليلى بر فقه‌و فضيلت و دقّت نظر اوست . با توجّه به تقابل صريح نظر پيامبر صلى الله عليه و آله با نظر عمر ، اين گونه ستودن از عمر ، چه توجيهى دارد ؟ عجيب‌تر از اين ، توجيهى است كه قاضى عيّاض ، دربارهء همهءواقعه بيان كرده‌است و آن‌را تحريف‌نموده و از صورت اصلى خود ، به شكل ديگرى در آورده است . او مىگويد : « آيا پيامبر خدا هذيان مىگويد ؟ » . اين است آنچه در صحيح مسلم و غير آن است ، يعنى به شكل استفهام . و آن از نقل غير استفهامى ، چه به صيغهء ماضى و چه مضارع ، درست‌تر است ؛ زيرا هيچ يك صحيح نيست . گويندهء اين سخن ، اين سخن را گفت تا كسى را كه گفت « ننويسيد » ، انكار كند ؛ يعنى : [ منظورِ صاحب اين سخن ، اين بوده كه ] فرمان پيامبر خدا را وا ننهيد و آن را هذيان مپنداريد ؛ زيرا او هذيان نمىگويد . [ نيز ] اين كه عمر گفت : « كتاب خدا براى ما بس است » ، ردّ بر نزاع كننده است ، نه بر پيامبر صلى الله عليه و آله ( الشفا بتعريف حقوق المصطفى : ج 2 ص 194 ) . آيا مىتوان تحريفى بارزتر از اين پيدا كرد ؟ ! مسلّماً اگر اين متن ، در كتاب‌هاى صحيح بخارى و صحيح مسلم نبود ، به همين حالتِ تحريف‌شده به دست ما مىرسيد ؛ هرچند بخارى هم‌در كتاب خود ، متن را دو گونه نقل كرده است . او در جايى كه گوينده را ذكر كرده است ، لفظ « وجع » را مىآورد كه اهانت كم‌ترى دارد و در جايى كه نامى از گوينده نمىبرد ، واژهء زشت « أهَجَرَ ؟ » را آورده است ، كه ظاهراً واژهء اصلىِ به كار رفته در آن مجلس است . شايد هم اين تفاوت نقل ، مربوط به خود ابن عبّاس باشد ؛ يعنى : او با تدبيرى ويژه ، همهء ماجرا را بيان كرده است ؛ امّا در دو گزارش .
گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 164 | محمد الريشهري / مهدى غلامعلى