اين پرسش مىگوييم : يك قضيه ( حكم ) هنگامى صادق است كه مطابق با « نفس الأمر » باشد و به ديگر سخن ، هرگاه مفاد قضيه و نسبتى كه قضيه از آن حكايت مىكند در « نفس الأمر » ثبوت و تحقق داشته باشد آن قضيه ، صادق بوده و در غير اين صورت ، كاذب و دروغ خواهد بود . مقصود از نفس الأمر - آنطور كه مؤلف بزرگوار در نهاية الحكمة بيان داشتهاند - ظرفى است كه عقل براى مطلق ثبوت و تحقق در نظر مىگيرد ، اعم از ثبوت حقيقى كه از آن وجود است و ثبوتهايى كه عقل به واسطهء وجود براى ماهيات و مفاهيم اعتبارى عقلى ، اعتبار مىكند .
بايد توجه داشت كه موطن ثبوت مفاد يك قضيه ، متناسب با موضوع و محمول همان قضيه مىباشد و به اصطلاح ، هر قضيهاى نفس الأمرى متناسب با خود دارد و براى سنجش صحت و سقم آن قضيه بايد تطابق و عدم تطابق مفاد قضيه با همان مرتبه از نفس الأمر را در نظر گرفت . توضيح اينكه قضايا بر دو دستهاند : قضاياى خارجى و قضاياى ذهنى .
قضاياى خارجى
مقصود از قضاياى خارجى قضايايى است كه هم موضوعشان خارجى است و هم محمولشان . « 1 » ظرف ثبوت مفاد اين دسته از قضايا عالم عين و جهان خارج مىباشد ، مانند قضيهء « هركس در شهر بود بيرون رفت » و « انسان بالقوّه خندان است » . حال اگر مفاد اينگونه از قضايا در جهان خارج ، ثبوتى متناسب با خود داشته باشد - اعم از ثبوت حقيقى و ثبوت اعتبارى - آن قضيه مطابق با نفس الأمر بوده و به صدق آن حكم مىشود . بنابراين ، نفس الأمر اينگونه از قضايا همان عالم خارج است .
قضاياى ذهنى
قضاياى ذهنى قضايايى هستند كه محمول آنها يك امرى ذهنى است ، اعم از آنكه موضوعشان نيز امرى ذهنى باشد يا امرى خارجى . محمول در قضاياى ذهنى ،
هامش
( 1 ) . واژهء « قضيهء خارجى » در اينجا در معنايى غير از اصطلاح منطقى آن به كار رفته و نسبتش با آن ، نسبت عموم مطلق مىباشد .