و ) . . . از عمرو بن دينار ، از جابر بن عبد الله نقل مىكند كه گفت : در عصر رسول خدا صلى الله عليه و آله و در زمان أبو بكر و عمر زنان متعه مىشدند تا اينكه قضيه عمرو بن حريث پيش آمد و عمر گفت : ما متعه مىكرديم و بر آن وفادار بوديم اما مىبينيم كه شما متعه مىكنيد و وفا نمىكنيد ، پس ازدواج كنيد و از متعه بپرهيزيد . « 1 »
جابر بن عبد الله انصارى كيست ؟
ذهبى گويد : او پيشواى بزرگ ، مجتهد ، حافظ قرآن ، از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله و فقيه و از كسانى بود كه در بيعت رضوان حضور داشت . علوم زيادى از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت كرده است و در زمان خود مفتى مدينه بوده و احاديث مسند او به هزار و پانصد و چهل مىرسد .
صحيح بخارى و مسلم در نقل پنجاه و هشت حديث از وى اتفاق دارند و صحيح بخارى بيست و شش حديث و صحيح مسلم يكصد و بيست و شش حديث از او - به طور خاص و منفرد - نقل كردهاند . « 2 »
آيا مىتوان گفت كسى كه مفتى مدينه و از فقيهان بزرگ و روايت كنندهء علوم فراوان از پيامبر صلى الله عليه و آله است ، حرمت متعه و نسخ آن را نداند و اين مسأله بر او مخفى بماند ؟
و نكتهء داراى اهميت اينكه ، جابر با لفظ جمع مىگويد : « كنّا نستمتع » ؛ يعنى ما متعه مىكرديم . بنابراين ، معلوم مىشود كه اين مسأله در ميان
هامش
( 1 ) . ابن شبه ، تاريخ المدينه ، ج 2 ، ص 717
( 2 ) . سير اعلام النبلاء ، ج 3 ، ص 192