ب ) در صحيح مسلم همچنين آمده است : حسن حلوانى از عبد الرزاق و او از ابن جريج نقل كرده كه گفت : عطا مىگويد : جابر بن عبد الله از عمره برگشته بود و ما ، در منزلش بوديم ، مردم از او پرسشهايى پرسيدند و سپس از متعه سخن به ميان آمد ، جابر گفت : آرى ، ما در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و أبو بكر و عمر متعه مىكرديم . « 1 »
ج ) طبرى گويد : از جابر نقل شده است كه مىگفت : مردم زنها را متعه مىكردند تا اينكه عمر بن خطاب آنان را نهى كرد . « 2 »
ه ) محمد بن جعفر از شعبه نقل مىكند و مىگويد : شنيدم كه قتاده از ابى نضره نقل مىكرد : ابن عباس به ( حلّيت ) متعه نظر مىداد و ابن زبير از آن نهى مىكرد ، پس من ( دربارهء متعه ) با جابر بن عبد الله مطالبى گفتم ، او در اين هنگام گفت : جريان تحريم متعه نزد من است ؛ ما در زمان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله متعه مىكرديم ، تا اينكه دوران عمر رسيد و او به پا خاست و گفت : خداوند براى پيامبرش هرچه را خواست ، حلال كرد و قرآن نيز جايگاه آن را مشخص نمود ؛ حج و عمره را آنگونه كه خداوند فرمان داده انجام دهيد و با زنان ، آنطور كه خداوند دستور داده ازدواج كنيد ، ليكن مردى را نزد من نياورند ( كه تا مدت معين - متعه - ازدواج كرده است ) مگر آنكه او را سنگسار خواهم كرد . « 3 »
هامش
( 1 ) . همان
( 2 ) . كنز العمال ، ج 16 ، ص 520 ، ح 45719 ؛ الحاوى الكبير ، ج 11 ، ص 455 ؛ شرح زرقانى ، ج 3 ، ص 154
( 3 ) . ابن شبه ، تاريخ المدينه ، ج 2 ، صص 720 - 719