كه بىجهت از متعه نهى مىكنيد غيرتمندتر است و ديگر اينكه آيا مىپسندى و خوشحال مىشوى كه دخترانت به ازدواج حائك ( بافنده و جولا ) درآيند ؟
گفت : نه .
فرمود : چرا حلال خدا را حرام مىشمارى ؟
گفت : نه حرام نمىشمارم . ولى آن مرد هم شأن من نيست .
حضرت فرمود : خداوند نيز انجام آن را پسنديده و به آن ترغيب و تشويق نموده و به انجام دهندهء آن حورى بهشتى تزويج مىكند . آيا تو از آنچه خداوند رغبت دارد دورى مىجويى ؟ و از آنچه همشأن حورى بهشتى است كبر و تجاوز مىكنى ؟
عبد الله خنديد و گفت : سينههاى شما ريشهء درختهاى علم است كه ميوههاى آن براى شما و برگهاى آن براى مردم است . « 1 »
گفتنى است ، كلينى آن را روايت كرده و مجلسى نيز سند آن را نيكو دانسته و در آن بعد از جملهء او كه گفت : آيا خوشحال مىشوى كه . . . آمده است : امام باقر عليه السلام هنگامى كه سخن از زنان و دختران به ميان آورد ، از او روى گرداند . « 2 »
هامش
( 1 ) . نثر الدرر ، ج 1 ، ص 344 ؛ الهيئة المصرية العامة للكتاب ، كشف الغمة ، ص 362 ؛ بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 356
( 2 ) . كافى ، ج 5 ، ص 445 ، ح 4 ، و در آنجا آمده است : عبد الله بن عمر ليثى ، تهذيب الاخبار ، ج 7 ، ص 250 ، ح 6 ، وسائل الشيعة ، ج 21 ، ص 6 ، باب 1 ، ح 4 ؛ بحار الانوار ، ج 100 ، ص 217 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 14 ، ص 449 ، باب 1 ، ح 11 ؛ مرآة العقول ، ج 20 ، ص 229