من ! خداوند اين دين را براى شما برگزيد . پس البته نبايد جز مسلمان بميريد . آيا وقتى كه يعقوب را مرگ فرا رسيد ، حاضر بوديد ؟ هنگامى كه به پسران خود گفت : پس از من چه را خواهيد پرستيد ؟ گفتند : معبود تو و معبود پدرانت ، ابراهيم و اسماعيل و اسحاق - معبودى يگانه - را مىپرستيم و در برابر او تسليم هستيم » .
ر . ك : يوسف : آيات 3 - 102 و مريم : آيهء 49 .
حديث :
5965 الأمالى للطوسى : هنگامى كه يعقوب به ديدن يوسف رفت ، يوسف عليه السلام با موكب خود به استقبال او آمد . در راه بر همسر عزيز مصر گذشت كه در غرفهء خود مشغول عبادت بود ، همسر عزيز با ديدن يوسف او را شناخت و با صدايى حزين به يوسف گفت : هان ! اى سواره ! مرا به اندوهى دراز گرفتار ساختى . چه نيكوست تقوا و پرهيزگارى ، چگونه بردگان را آزاد كرد ؟ ! و چه زشت است گناه ، چگونه آزادها را برده ساخت ؟ !
5966 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نصف زيبايى ، به يوسف داده شد .
5967 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بزرگوار ، پور بزرگوار ، پور بزرگوار ، پور بزرگوار ، يوسف پور يعقوب پور اسحاق پور ابراهيم است .
5968 امام صادق عليه السلام : وقتى پسران يعقوب از پدرشان خواستند كه اجازه دهد يوسف همراه آنان بيرون ( از شهر ) برود ، يعقوب به آنان گفت :
« من مىترسم شما از يوسف غافل شويد و گرگ او را بخورد » . يعقوب با اين سخن بهانه به دست آنان داد و آنها نيز از همين بهانه براى حيله در كار يوسف بهره بردند .
1700 - ايّوب عليه السلام
قرآن :
« و ايّوب را [ ياد كن ] هنگامى كه پروردگارش را ندا داد كه :
به من آسيب رسيده است و تويى مهربانترين مهربانان .
پس [ دعاى ] او را اجابت نموديم و آسيب وارده بر او را بر طرف كرديم و كسان او و نظيرشان را همراه با آنان [ مجدّداً ] به وى عطا كرديم [ تا ] رحمتى از جانب ما و عبرتى براى عبادتكنندگان باشد » .
ر . ك : ص : آيات 41 - 44 .
حديث :
5969 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند عز و جل به ايّوب فرمود : آيا مىدانى جُرم تو در پيشگاه من چه بود كه مبتلايت كردم ؟
عرض كرد : پروردگار من ! [ نه ] . فرمود :
چون بر فرعون وارد شدى ( و براى خوش آمد او ) دو كلمه با مداهنه و مماشات سخن گفتى .
5970 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : ايّوب ، بردبارترين مردم و شكيباترين مردمان بود و بيش از همهء مردم خشمش را فرو مىخورد .
5971 الدعوات - به نقل از ابن عبّاس - : همسر ايّوب روزى به او گفت : كاش دعا مىكردى خداوند تو را شفا بخشد ! ايّوب فرمود : حيف از تو ! ما هفتاد سال در نعمت بوديم ، حالا بيا همين اندازه در سختى و گرفتارى نيز صبور باشيم ! ابن عباس مىگويد : بعد از آن اندك زمانى نگذشت كه ايّوب بهبود يافت .
5972 امام صادق عليه السلام : ايّوب بىهيچ گناهى ، هفت سال مبتلا شد .
5973 امام صادق عليه السلام : خداوند تبارك و تعالى ايّوب را ، بىهيچ گناهى ، گرفتار بلا كرد و او شكيبايى