ميخ بر زمين كشيده و كوبيده و ميگذارد تا ميميرد ، گويد : همسرش ( آسيه ) را به چهار ميخ كوبيده و آسيايى بزرگ بر سينهاش گذارد تا مرد ، و بيان آن در سوره ( ص ) گذشت .
( الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلادِ )
مقصود عاد و ثمود و فرعون است كه سركشى كردند يعنى در شهرها بر پيامبران خدا طغيان نمودند و در آنجاها مرتكب به نافرمانى خدا شدند .
( فَأَكْثَرُوا فِيهَا )
يعنى بسيار كردند در روى زمين يا در شهرها .
( الْفَسادَ )
كلبى گويد : يعنى كشتار و گناهها را سپس بيان فرمود خداى سبحان آنچه بايشان در دنيا نمود به اينكه فرمود .
( فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ )
زجاج گويد : پس قرار داد تازيانهاى كه ايشان را بسبب آن زد عذاب و شكنجه آنها .
و بعضى گفتهاند : يعنى ريخت بر سر ايشان پارهاى از عذاب را مانند عذاب با تازيانهاى كه شناخته شده مقصود عذاب و شكنجه با تازيانه است .
قتاده گويد : البته هر چيزى را كه خدا بسبب آن عذاب كند آن سوط و تازيانه و شلّاق خدايى است ، پس بر عذاب مجاز اسم شلّاق را اطلاق و اجرا نموده ، تشبيه فرموده خداوند سبحان عذابى را كه به آنها روا داشت و بر آنها القاء فرمود بريختن عذاب پى در پى بر آن تا هلاكش نمود .
( إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ )
كلبى و حسن و عكرمه گويند : يعنى البتّه پروردگار تو هر آينه در كمينگاه و كنار راه ستمكارانست پس هيچكس از او فوت نميشود و مقصود اينست كه چيزى از اعمال ايشان از او فوت نشود