ترجمه :
بنام خداوند بخشاينده مهربان ( 1 ) قطع و بريده باد دو دست ابى لهب ( كه در دار الندوه با قريش بيعت كرد كه پيغمبر را بكشند ) و هلاك باد ابو لهب ( 2 ) مال و آنچه ( از فرزندان و عشيره ) فراهم كرده است خسران و هلاك را از او دفع نكند .
( 3 ) به زودى ابو لهب ميرسد بآتشى كه صاحب شعلهها و زبانههاست ( 4 ) و همسرش نيز ( در آتش شعلهدار در آيد ) كه او بار بر هيزمها و يا هيزم دوزخ است ( 5 ) در گردنش ريسمانى تابيده از ليف خرماست .
قرائت :
ابن كثير ابى لهب را بهاء ساكنه قرائت كرده و ديگران بفتح خوانده اند و اتفاق كردهاند در ذات لهب كه هاء آن مفتوح است براى توافق فاصلهها ، و عاصم حماله الحطب را بنصب خوانده و ديگران برفع خوانده اند و از برجمى روايت شده كه سيصلى را بضم يا خوانده و آن قرائت - اشهب عقيلى و ابى رجاء است ، و در شواذ ، قرائت ابن مسعود ، و مرئيته حماله الحطب فى جيدها حبل من مسد خواندهاند .
دليل :
ابو على گويد : شبيه مىشود كه لهب و لهب دو لغت باشد مثل شمع و شمع و نهر و اتّفاق ايشان در اينكه لهب دوّمى مفتوح است دلالت مىكند بر اينكه آن از سكون بهتر است و همين طور قول خدا ،
وَ لا يُغْنِي مِنَ اللَّهَبِ
، و امّا
حَمَّالَةَ الْحَطَبِ
پس هر كه آن را رفع داده حمل كرده كه آن صفت قول خدا
وَ امْرَأَتُهُ
و دلالت مىكند بر اينكه فعل واقع شده است