اينكه آن موجب اين مىشود .
الوزر : در لغت به معناى ثقل و سنگينى است و وزير هم از آن مشتق مىشود براى متحمل شدن او سنگينىهاى بار حكومت را و گناهها را هم كه اوزار ناميدهاند براى آنست كه مستحق مىشود بر آن عقوبتهاى بزرگ را .
انقاض : ثقلها و سنگينىهايى است كه منتقض مىشود به سبب آن آنچه حمل بر آن شده ، و نقص و هدم يكى است ، و نقض مذهب ابطال آن است به آنچه آن را فاسد مىكند و تعبير نقض سفر آن گاه كه سفر او را سنگين كند .
النصب : به معناى تعب است ، و غم و غصّه او را بتعجب آورد پس او غمناك است ، شاعر گويد :
تعناك هم من اميمه منصب
، به زحمت و تعب انداخت تو را غصه منصبى از اميه ، و هم ناصب يعنى غصه غمناك صاحب غم و رنج ، نابغه شاعر گويد :
كلينى ، لهم يا اميمه ناصب
، اى اميمه مرا واگذار براى غصّه ايكه صاحب رنج و تعب است .
تفسير :
سپس خداوند سبحان تمام نمود نعمتهاى خود را بر پيامبرش صلّى اللَّه عليه و آله و فرمود :
( أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ )
آيا سينه تو را گشاده ننموديم براى تو .
سعيد بن جبير از ابن عبّاس روايت نموده گويد كه پيغمبر ( ص ) فرمود هر آينه من مسألهاى را از پروردگارم پرسيدم و دوست داشتم كه نپرسيده بودم گفتم بار پروردگارا پيامبرانى قبل از من بودند كه باد را مسخّر بعضى