كن آنچه را كه خدا به تو عطا كرد و فضيلت داد و روزيت نمود و احسان به تو كرده و هدايت نمود تو را « 1 » .
ترتيب :
وجه اتصال و پيوست قول خدا ،
( وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى )
به ما قبل آن اينكه در قول خدا ،
ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى
اثبات محبت خدا است به آن حضرت و انعام و احسان بر او ، پس اين را نيز به آن متّصل نمود و تقدير اينست كه مطلب چنانچه گفتند نيست بلكه وحى ميآيد بسوى تو مادامى كه زنده باشى و محبّتم به تو ادامه دارد ، و آنچه را كه در آخرت به تو دادهام از شرافت و بلندى مقام بهتر است از آنچه را كه امروز به تو داده ام ، پس هر گاه بر اين نعمتهاى دنيوى بر تو حسد ورزند ، چگونه خواهند بود وقتى عظمت تو را در آخرت ببينند ، و امّا پيوست قول خدا
أَ لَمْ يَجِدْكَ
بما قبلش ، پس وجه آن اينكه اتصال و پيوست ذكر نعمت است بذكر منعم و نعمت داده شده و تقديرش اينكه خداى سبحان ، به زودى در آينده بر تو انعام خواهد نمود چنانچه در گذشتهات انعام فرمود .
هامش
( 1 ) - حافظ حاكم حسكانى در شواهد تنزيل در ص 347 در ذيل آيه( وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ )از فرات بن ابراهيم كوفى باسنادش از حضرت على بن ابى طالب عليه السلام روايت نموده كه فرمود : زمين براى هفت نفر خلق شده كه بطفيل ايشان مخلوقات روزى ميخورند و به سبب ايشان يارى ميشوند و به بركت ايشان باران بر ايشان مىبارد ، و ايشان ( عبد اللَّه بن مسعود ) و ابو ذر و عمّار و سلمان و مقداد و حذيفه ، و من امام ايشان هفتمى آنها هستم ، خداوند فرمود ،وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ.