دست او را باز نمود ، او را مخاطب به اين خطاب نموده براى تذكّر دادن آن حضرت بمواقع نعمت براى اينكه مقابله كند او را بشكر ، و تأييد مىكند او را آيات بعد از اين ، به اينكه يسر به بر طرف كردن سختيها و غصّهها شبيهتر است .
پس اگر اشكال شود كه اين سوره مكّى است و نازل شده پيش از آنكه خداوند كلمه اسلام را بلند و جهانى كند ، پس دليلى براى قول شما نيست خواهيم گفت كه خداوند سبحان چون آن حضرت را بشارت داد به اينكه دين او را بر تمام اديان غالب كند و آن را بر دشمنانش پيروز گرداند به اين سبب بردارنده است از او گرانى غم و غصّه او را به آنچه را كه از اذيتهاى قومش به او ميرسيد و سختى و تنگدستى او را تبديل كننده است به توانگرى و قدرت زيرا كه آن حضرت اطمينان و اعتماد داشت كه وعده خدا حق است و نيز جايز است كه لفظ باشد و گرچه ماضى مىباشد ، پس مقصود به آن استقبال است مانند قول خدا ،
وَ نادى أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ
و آيه
وَ نادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ
، و براى اينكه لفظ ماضى و مقصود استقبال است نظائر بسياريست .
( وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ )
حسن و غير او گويند : يعنى نزديك كرديم ما ذكر تو را بذكر خودمان تا اينكه من ياد نشوم مگر تو را با من ياد كنند يعنى در اذان و اقامه و تشهّد و خطبههاى منابر .
قتاده گويد : خدا نام او را در دنيا و آخرت بلند نمود ، پس هيچ خطيب و هيچ شهادت دهنده و هيچ نماز گذارى نيست مگر ندا مىكند اشد ان لا إله الا اللَّه و اشهد ان محمد رسول اللَّه ( ص ) .