از چه او را خلق كرده و فرمود :
( خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ )
ابن عبّاس گويد : يعنى از آبى كه موسوم بمنى است و در رحم زن ريخته مىشود و فرزند از آن بوجود مىآيد .
فراء گويد : اهل حجاز در بسيارى از سخنانشان فاعل را به معناى مفعول قرار ميدهند مثل سرّ كاتم يعنى راز مكتوم و مخفى ، و همّ ناصب غصه و ليل نائم و ما قبلا اينها را ياد كرديم ، سپس خداوند سبحان اين آيات را ياد كرده و فرمود :
( يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ )
بيرون مىآيد آن آب از ميان كمر و اطراف سينه .
ابن عباس گويد : آن موضوع گلوبند است از سينه ، عطاء گويد : اراده كرده كمر مرد و سينه زن را ، و فرزند نميشود مگر از هر دو آب .
ضحاك گويد : ترائب دو دست و دو پا و دو چشم است .
از عكرمه پرسيدند ترائب كدام است ؟ گفت : اين است و دستش را روى سينه ميان دو پستانش گذارد .
مجاهد گويد : ميان دو شانه و سينه است ، و مشهور در كلام عرب اينست كه آن استخوان سينه و گودى گلو است .
( إِنَّهُ عَلى رَجْعِهِ لَقادِرٌ )
حسن و قتاده و جبائى گويند : آن خدايى كه او را ابتداء از اين آب خلق كرد قادر است كه او را بعد از مرگ زنده بر گرداند .
عكرمه و مجاهد گويند : كه البته خداى تعالى بر برگردانيدن آب را در صلب قادر و توانا است .