زبير و ابن عبّاس و قتاده ( و انزلنا بالمعصرات ) قرائت كردهاند .
دليل :
ابن جنّى گويد : ثابت گذاردن الف در ماء استفهاميه وقتى بر آن حرف جرّ داخل شود ضعيفترين دو لغت است . و روايتى از قطرب براى ما شد كه حسان گفته است .
على ما قام يشتمنى لئيم * كخنزير تمرّغ فى رماد
براى چه آدم پستى به شتم و اهانت من قيام نمود مانند خوكى كه در خاكستر غلطيده و خود را آلوده سازد .
شاهد اين بيت ما قام است كه على حرف جرّ بر آن وارد شده و الف آن حذف نشده .
و گويد در قول خدا ( بالمعصرات ) وقتى از آن چيزى نازل شود پس به خودش فرمود آمده مثل قول ايشان ( اعطيته من يدى شيئا و بيدى شيئا ) و معناى آن يكيست هر دو اينست او را بدست خودم چيزى دادم . و معناى آن اينست كه از اينجا يعنى اوّل بخشش از دست او بوده است .
شرح لغات :
النبأ : خبر بزرگ و از آنست نبى و پيامبر بر مذهب آنكه با همزه تلفّظ مىكند .
المهاد : مقدّمه و اسباب كار فراهم كردن است و مهّد شىء تمهيدا يعنى تقيّه مقدّمه كردن .
الوتد : ميخ مگر اينكه آن از ميخ محكمتر و شديدتر است .
السّبات : قطع عمل كردن براى استراحت است و از آنست سبت