تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
ميگويد ما علم اللَّه ذلك منّى . خدا نميداند كه اين از من باشد يعنى اصلا اين نبوده براى اينكه اگر بود . هر آينه خدا آن را ميدانست . پس علم را جاى بودن گذارده .
وَ أَحاطَ بِما لَدَيْهِمْ
يعنى خدا احاطهء علمى دارد به آنچه نزد پيامبران و تمام مخلوق است . ولى ايشان احاطه ندارند مگر آنچه را كه خدا ايشان را از آنچه نزد خداست اطّلاع دهد .
وَ أَحْصى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً
ابن عبّاس گويد : يعنى حساب كند آنچه خلق كرده و بداند عدد آفريده‌ها را و از او چيزى فوت نشود حتّى مثقالهاى ذرّه و خردل . و بعضى گفته‌اند : يعنى بشما رد تمام معلومات موجوده و معدومه را شمردنى پس بداند كوچك آن و بزرگ آن و كم و زياد آن و آنچه مىشود و آنچه نميشود و آنچه بوده و آنچه نبوده . و اگر موجود شود چگونه وجود يابد . جبائى گويد : يعنى چيزى نيست كه عالمى بداند يا ذاكرى آن را ياد كند مگر اينه خداى تعالى عالم به آن است گويد احصاء فعل است و آن بمنزلهء علم نيست پس جايز نيست كه گفته شود . احصاء و حساب نمايد چيزى را كه پايان ندارد . پس اگر بر ( عد ) و شمردن شود تنها موجودات را شامل مىشود . « 1 »
هامش
( 1 ) حاكم حسكانى سنّى از تفسير فرات بن ابراهيم باسنادش روايت كرده است در ضمن آيهء 17 سورهء جنّوَ مَنْ يُعْرِضْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِاز ابن عبّاس كه گفت مقصود از اين ذكر ربّه . ولايت علىّ بن ابى طالب عليه و على اولاده - السّلام است .