هزار سالست بسوى ( محلّ فرمان ) او بالا ميروند .
5 - پس ( بر تكذيب كافران ) شكيبايى كن شكيبايى نيكو .
6 - البتّه كافران روز رستاخيز ( يا شكنجه ) را دور ميبينند .
7 - و ما آن را نزديك ميبينيم .
8 - و روزى كه آسمان چون قلعى ( يا روغن ) گداخته شود .
9 - و كوهها چون پشم حلّاجى شده بگردد .
10 - و خويش از احوال خويش نپرسد .
قرائت :
اهل مدينه و ابن عامر ( سأل ) بدون همزه قرائت كردهاند و ديگران با همزه . كسايى يعرج با ياء خوانده و ديگران با تاء تعرج قرائت كردهاند ابن كثير در روايت بزى و عاصم در روايت برجمى از ابى بكر و لا يسأل بضمّ ياء و ديگران لا يسأل بفتح ياء خواندهاند .
دليل :
ابو على گويد : كسى كه سال قرائت كرده الف را منقلب از واوى كه آن عين الفعل است مانند قال و خاف قرار داده و ابو عثمان از ابى زيد حكايت كرد كه او شنيده از كسى كه ميگفت هما يتساولان .
پس هر كه گويد ( سال ) بر اين لغت گرفته . و كسى كه ( سأل ) خوانده پس همزه را عين الفعل قرار داده . پس اگر مؤكّد كند گويد ( سال ) و اگر مخفّف نمايد قرار دهد آن را ميان الف و همزه براى آنچه شاعر گويد :
سألت هذيل رسول اللَّه فاحشة * ضلّت هذيل بما قالت و لم تصب