تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
براى شناگر . و بعضى گفته‌اند : معنايش اينست كه بعضى از پرندگانند كه به بالشان زده پس باز ميكنند آن را و بعضى از آنها بال خود را نگهداشته پس حركت ميدهد و از آنست صفيف و دفيف .
ما يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا الرَّحْمنُ
نگه نميدارد ايشان را مگر خدا به تسخير كردن هوا براى ايشان و اگر اين نباشد همانا آنها سقوط كنند و در اين بزرگترين دلالت و روشن‌ترين برهان و دليل است به اينكه كسى كه هوا را اين گونه تسخير كرده بر هر چيز توانا است . و الصّف : گذاردن چيزهاى پى در پى را بر خط مستقيم و راست است و القبض : جمع كردن چيزهاست از حال بسط و باز بودن . و الامساك : لزوم و نگهدارى مانع از سقوط است ( از على بن عيسى )
إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ بَصِيرٌ
يعنى البتّه خدا به تمام چيزها داناست .
أَمَّنْ هذَا الَّذِي هُوَ جُنْدٌ لَكُمْ يَنْصُرُكُمْ مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ
ابن عبّاس گويد : آيا آن كسى كه سپاهتان باشد كيست كه شما را از ( عذاب ) جز خداى بخشنده يارى كند . اين استفهام انكارى است يعنى لشكرى نيست كه شما را از من يارى كند و اگر خواستم شما را عذاب كنم بازدارد شما را از عذاب من و لفظ جند مفرد است و براى همين فرمود :
هذَا الَّذِي
. و مثل اينكه خداى سبحان بكافرها ميفرمايد : بكدام نيرو مرا معصيت ميكنيد آيا براى شما لشگر و سپاهى است كه دفاع كند از شما عذاب مرا . به اين بيان روشن نمود كه بت‌ها قدرت و نيروى يارى ايشان را ندارند .
إِنِ الْكافِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ
يعنى نيستند كافرها مگر در فريب ، از