تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
و حال آنكه در هر زمينى خلقى هستند كه خداوند آنها را آفريده است چنان كه خواسته است . ابو صالح از ابن عبّاس روايت كرده كه آن هفت زمين است كه بعضى بالاى بعض ديگر نيست ، درياها آنها را از هم جدا و تمام آنها را آسمان سايبانى مىكند و خداوند سبحان داناتر است بدرستى آنچه بعلم خودش اختيار فرمود و بر خلقش مشتبه شد . « 1 » و بتحقيق عياشى باسنادش از حسين بن خالد از ابى الحسن عليه السّلام روايت نمود گفت باز كرد كف دستش را آن گاه گذارد كف راست را بر آن و فرمود : اين زمين دنيا و آسمان دنيا بر آن قبه است . و زمين دوّم بالاى آسمان دنيا و آسمان دوّم بالاى آن قبّه است و زمين سوّم بالاى آسمان دوّم
هامش
( 1 ) و با اين تفصيل قول ابن عبّاس باعتبار نزديكتر است ، پس مسلّم ظاهر اينست كه خداوند تعالى بر مردم احتجاج فرمود به آنچه ميشناختند و معروف نزد ايشان اين است كه آسمانها بر هفت سيّاره و زمين بر هفت اقليم است و اقليم‌ها هفت طبقه نبودند كه بعضى بالاى ديگرى باشد بلكه همسايه و بعضى در كنار بعض ديگر بوده پس خداوند تعالى برايشان احتجاج فرمود كه شما اعتراف به اين داريد پس بدانيد كه خالق آنها خداى عزّ و جلّ است . و امّا روايت عياشى پس آن تطبيق مىكند بر آنچه اهل هيئت زمان ما معتقد هستند كه هر سيّاره بمنزلهء زمين است كه بر آن جوّ آسمان احاطه دارد و هر آسمان فضاء محيطى است كه سيّاره در آن جريان و حركت دارد .