فايده :
در اين آيه بيان و توضيح شبهه زشت آنهاست كه خود را بر آن داشته اند كه بخاطر آن شبهه تكذيب كنند پيامبران را و آن اينست كه پيغمبران - شايسته است كه جماعت باشند ، نه يكى و بذهن و خاطر آنها رفته كه چگونه يك نفر از مردم صلاحيت دارد براى او كه تحمّل كند با رسالت را و براى غير او اين صلاحيّت نباشد از جهت معرفت او به پروردگار و سلامتى ظاهر و باطن او و قيام او به آنچه كه تكليف به او شده از رسالت .
( أَ أُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنْ بَيْنِنا )
اين استفهام انكاريست ، يعنى چگونه وحى بر او القاء مىشود و چطور از ميان ما او اختصاص به پيغمبرى پيدا نموده و حال آنكه او يكى از ماست .
( بَلْ هُوَ كَذَّابٌ )
بلكه او در آنچه ميگويد دروغگوست ( اشر ) يعنى او خود خواه متكبر است كه ميخواهد بسبب پيغمبرى بر ما بزرگى كند ، آن گاه خداى سبحان فرمود :
( سَيَعْلَمُونَ غَداً مَنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ )
و اين بيم و وعيد است بر ايشان يعنى به زودى در روز قيامت ميفهمند وقتى كه عذاب بر ايشان فرود آمد كه آيا او دروغگوى است يا ايشان كه تكذيب كردند ، و او متكبر خود خواه است ، يا ايشان كه ايمان نياوردند . ؟
پس مانند گفتهء ايشان ياد نمود كه مبالغه در توبيخ و سرزنش ايشان و تهديدشان باشد ، و البتّه ( غدا ) يعنى فردا فرمود بر وجه تقريب بنا بر عادت عرف مردم كه ميگويند فردا معلوم مىشود ، و مقصود به آن عاقبت است گويند كه با