( فِي يَوْمِ نَحْسٍ )
يعنى در روز ميشوم و نامبارك
( مُسْتَمِرٍّ )
يعنى روزى كه نحوست و ميشومى آن مداوم بود مستمر بود بر ايشان بنحوستش در طول هفت شب و هشت روز تا آنكه بر سرايشان آمد آنچه كه آمد ، و مستمر از صفت روز است يعنى روزى كه ضرر آن مداوم و هلاك آن عمومى است .
زجاج گويد : آن صفت نحس است ، يعنى عذاب ايشان مستمر و مداوم است در دنيا متّصل بعقبى و رستاخيز شود .
عياشى باسنادش از حضرت ابى جعفر عليه السلام روايت نمود : كه آن عذاب در روز چهار شنبه آخر ماه بود .
( تَنْزِعُ النَّاسَ )
يعنى اين باد مردم را از زمين مىكند ، سپس سرهايشان را بر هم ميزد و گردنهايشان كوبيده ميشد و ميگرديدند
( كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ )
مجاهد گويد : مثل اينكه ريشههاى نخل كنده شدهاند براى آنكه سرهاى ايشان از بدنشان جدا و به زمين افتاده .
و بعضى گفتهاند : يعنى مردم كنده ميشوند از حفره و گودالهايى كه براى خود كنده بودند تا آنها را از ضرر باد منع كند .
حسن گويد : يعنى ارواح مردم را از ابدانشان مىكند و جدا مىكند .
( فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ )
پس چگونه بود عذاب من و انذار من ، و آن بزرگ داشتن عذاب نازل بر ايشان و ترسانيدن كفّار مكّه است
.