آماده نموده بود نوح عليه السلام .
( وَ دُسُرٍ )
ابن عباس و قتاده و ابن زيد ميگويند : يعنى ميخهايى كه كشتى را به سبب آن محكم ميكنند .
حسن و جماعتى گويند : آن سينهء كشتى است كه آب بشدّت به آن مىخورد مجاهد گويد : آن ظلع و گوشههاى كشتى است . ضحاك گويد : دسر دو طرف و اصل كشتى است و الواح كنارههاى آنست .
( تَجْرِي )
جارى مىشود كشتى بر روى آب
( بِأَعْيُنِنا )
يعنى به حفظ و نگهدارى او بمنظر و ديدگاه ما و از آنست قول علماء عين اللَّه عليك .
و بعضى گفتهاند : يعنى به چشمها و ديدگان اولياء ما و كسانى كه از فرشته گان بر ايشان موكّل كرديم ؟ و بعضى گويند : يعنى جارى كرديم .
و بعضى گويند : يعنى جارى ميگردد بچشمههاى آبى كه ما آن را جوشانديم
( جَزاءً لِمَنْ كانَ كُفِرَ )
يعنى ما كرديم بنوح عليه السلام و بايشان آنچه كه كرديم از نجات نوح از غرق شدن ، و غرق شدن ايشان در حالى كه پاداش باشد براى كسانى كه كافر به او شده و رسالت او را انكار كردند ، و او نوح عليه السلام است و تقديرش اينست براى كسانى كه نبوّت او را انكار نموده و حق او را ضايع كرده و كافر به خدا شدند در انكار او .
( وَ لَقَدْ تَرَكْناها )
يعنى : ما واگذارديم اين كارى را كه كرديم
( آيَةً )
علامتى كه به سبب آن عبرت گرفته مىشود .
قتاده گويد : يعنى واگذارديم ما كشتى را و نجات سرنشينان آن و هلاك كردن ديگران كه سوار كشتى نشدند دليل روشنى است بر يكتايى خداى تعالى و عبرتست براى كسى كه بسبب آن پند گيرد ، و كشتى نوح عليه السلام