باقى بود تا اوائل اين امّت « 1 » .
و بعضى دربارهء آيه بودن آن گفتهاند : كه آن كشتى جارى بود بين آب آسمان و آب زمين و آن را پوشيده و مستور كرده بود بر آنچه را كه خداى تعالى امر نموده بود .
( فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ )
يعنى پس آيا متذكر هست كه بداند اين طوفان حق است ، پس به آن عبرت بگيرد و بترسد از خداى متعال ، قتاده گويد :
يعنى پس آيا طالب علمى هست پس اعانت بر آن شود .
( فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ )
اين استفهام از اين حالت است و معنايش بزرگداشت بر اين عذاب ، يعنى چگونه ديديد انتقام مرا از ايشان ، و چطور نگريستيد هلاك من ايشان را .
حسن گويد : نذر جمع نذير است ، و خداوند سبحان تكرار نمود اين جمله را در اين سوره براى اينكه چون خداوند سبحان ياد نمود اقسام انذار بيمها و عذابها را بنا گذارد به تذكّر دادن بجزء جزء آن بر تفصيل .
( وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ )
سعيد بن جبير گويد : يعنى آسان كرديم آن را براى حفظ كردن و قرائت نمودن تا آنكه تمامش ظاهرا خوانده شود و در ميان كتابهايى كه از آسمان نازل شده كتابى جز قرآن نيست كه تمامش ظاهرا
هامش
( 1 ) - در چند سال قبل در كشور شوروى چند تختهاى از الواح كشتى نوح عليه السلام است پيدا شد كه از نوشتههاى آن معلوم شد متعلّق بكشتى حضرت نوح عليه السلام است ، و باستان شناسان تأييد نموده و اكنون در موزهء شوروى نگهدارى مىشود و همان ايام هم در روزنامههاى كيهان و اطلاعات منتشر نمودند .
« مترجم »