بودم مرا محروم داشتى و امروز ميخواهى بدهى كه من احتياج ندارم و بى نياز از آن هستم ، گفت : پس براى دخترانت باشد .
گفت : آنها نيازى به آن حقوق و عطا ندارند ، چون من آنها را فرمان دادم كه سورهء واقعه را بخوانند و به آن مداومت كنند ، زيرا كه من از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه ميفرمود هر كس سورهء واقعه را هر شب بخواند هرگز نياز و تنگدستى و فقر به او نرسد « 1 » .
و عياشى باسنادش از زيد شحام از حضرت امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : كسى كه سورهء واقعه را پيش از خوابيدن بخواند خدا را ملاقات كند در حالى كه صورت او مانند ماه شب چهارده خواهد بود .
و از ابى بصير از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه گفت : كسى كه در هر شب جمعه سورهء واقعه را بخواند خدا او را دوست دارد و محبّت او را در دل تمام مردم قرار دهد و هرگز در دنيا بدى و فقر و آفتى از آفات دنيا نبيند ، و از رفقاء امير المؤمنين عليه السلام خواهد بود . . .
هامش
( 1 ) - مترجم گويد : موجب بيمارى جناب عبد اللَّه بن مسعود صحابى - بزرگوار خود عثمان شد و اين يكى از مطاعن عثمانست كه دانشمندان سنّى و شيعه نقل كردهاند كه وقتى عثمان تصميم گرفت قرآنها را جمع و بسوزاند ، و فقط قرآن زيد بن ثابت اموى را كه از فاميل و نزديكان او بود باقى گذارد ، ابن مسعود مذكور را طلبيد و قرآن او را خواست ، ابن مسعود استنكاف كرد از دادن قرآنش ، پس عثمان دستور داد تا پاسداران و عمّال او را بزنند و با خودش با لگد بر شكم و پهلوى او زد تا مبتلا بفتق شده و مريض و بسترى گشت و از دنيا رفت .
پس خون او گردن عثمان است ، و اين يكى از جنايات اوست .
« مترجم »