44 - آيا در زمين سير نميكنيد تا بنگرند كه سرانجام آنانى كه پيش از اين بودهاند چگونه بود و آنان از نظر توانايى سختتر از ايشان بودند و هيچ چيز در آسمانها نيست و نه در زمين كه خداى را عاجز گرداند زيرا كه او دانايى تواناست .
45 - و اگر خداى تعالى مردم را بجزاى كارهايى كه ميكنند مؤاخذه كردى هيچ جنبندهاى را بر پشت زمين نگذاشتى و لكن هلاكت ايشان را تا وقت نامبرده پس مياندازد و چون وقت هلاك ايشان بيايد البتّه خداى تعالى به حال بندگان خويش بيناست .
قرائت :
حمزه تنهايى ( و مكر السيئ ) به سكون همزه خوانده و ديگران بجز آن قرائت كردهاند .
دليل :
زجاج گويد : سكون اين همزه نزد بصرىها غلط است و فقط در ضرورت شعرى در حال اضطرار جايز ميدانند ، و انشاد كردهاند
اذا اعوجن قلت * صاحب قوم
هنگامى كه منحرف و از راه راست عدول كردند گفتم اى صاحب قوم را كه در اصل يا صاحب قوم لكن ضرورت شعرى آن را حذف نموده و نيز انشاد كردهاند :
فاليوم اشرب غير مستحقب * انّما من اللَّه و لا واغل
پس امروز مينوشم بدون آنكه مرتكب گناهى شوم از خداى تعالى و نه داخل در گناهى باشم و ابو العباس مبرّد سروده
اذا اعوججن * قلت صاخ قوم
ضرورت شعر