دليل :
كسى كه نجزى با نون خوانده پس او بر طريق اخبار از خداى تعالى از ذات خودش مىباشد ، و كسى كه فعل را بناء مفعول به و مجهول ( يجزى ) خوانده پس دليل او اينست كه ما قبل آن لا يقضى عليهم و لا يخفف عنهم مجهول است ، و دليل در قرائت بيّنه بلفظ مفرد اينست كه قرار ميدهد آنچه در كتاب يا پيغمبر ( ص ) آن را ميآورد بيّنه باشد چنانچه فرمود :
قالَ
. . .
أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي ،
« 1 » بگو آيا ديديد شما اگر بر من بيّنه و حجتى از طرف خدا پروردگارم بود ، و قول او
قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ
« 2 » و قطعا آورد بسوى شما بينهاى از پروردگار شما ، و كسى كه بجمع بيّنات خوانده پس براى پيغمبرى بيّنه و برهانى بوده پس هر گاه جمع شدند بيّنه آنها هم جمع شود بسبب جمع شدن آنها بنا بر اينكه در هر كتاب اقسامى از بيّنه هست ، پس براى اين جمع شده است .
شرح لغات :
اصطراخ : به معناى فرياد كردن و صدا زدن بكمك خواستن از باب افتعال از صراخ تاء قلب بطاء شده براى صاد ساكنه قبل از آن و فقط اين كار را كردند براى تعديل معروف به حرف وسط بين دو حرفى كه موافق صاد است در استعلا و تطبيق كردن و موافق تاء است در جرح .
مقت : و مقت به معناى بغض است و مقته بمقته و هو ممقوت و مقيت .
اعراب :
فيموتوا جواب نفى
( لا يُقْضى )
است و يموتوا منصوب باضمار ان ناصبه است
هامش
( 1 ) - سورهء هود آيهء : 28 .
( 2 ) - سورهء انعام آيهء : 157 .