و حال آنكه بايد افضل مقدم باشد ، جواب آنست كه ايشان گاهى ادنى و پائينتر را در ذكر بر افضل و بالاتر مقدّم ميدارند ، خداوند سبحان گويد :
يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ
« 1 » شب را داخل در روز مىكند ، و فرمود ،
يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً ، وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ
« 2 » مىبخشد بهر كس خواهد دختر و ميدهد بهر كس كه خواهد پسر ، و فرمود ،
خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ
« 3 » ايجاد كرد مرگ و زندگى را ، و فرمود ،
فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ
« 4 » پس بعضى از شما كافر و برخى هم مؤمنين است .
و بعضى گفتهاند : ظالم را مقدّم داشت براى آنكه مأيوس و نااميد از رحمت حق نشود ، و سابق را مؤخّر انداخت براى آنكه معجب و مغرور بعلمش نگردد و بعضى گفتهاند : فقط ايشان را به اين ترتيب و نظم مرتّب فرمود بنا بر مقامات و حالات مردم براى آنكه ايشان بر سه حالتند : 1 - معصيت 2 - غفلت 3 - توبه و تقرّب ، پس هر گاه گناه كند او ظالم و ستمكار بخويش است و چون توبه نمود مقتصد و معتدل خواهد بود و هر گاه توبهاش درست و جهادش با نفس زياد شد متصل به خدا شده و از جملهء سابقين خواهد بود « 5 »
هامش
( 1 ) - سورهء فاطر آيهء : 13 .
( 2 ) - سورهء شورى آيهء : 49 .
( 3 ) - سورهء تبارك آيهء : 2 .
( 4 ) - سورهء تغابن آيهء : 2 .
( 5 ) - مترجم گويد : حاكم ابو القاسم حسكانى در شواهد التنزيل طبع بيروت ص 104 ج 3 باسنادش از ابى حمزهء ثمالى از حضرت على بن الحسين ( ع ) روايت نموده گويد : من در خدمت آن حضرت نشسته بودم كه دو نفر مرد از اهل عراق آمده و گفتند اى فرزند رسول خدا ( ص ) ما آمدهايم كه بما خبر دهيد از آياتى از قرآن ، فرمود : كدام آيه ، گفتند آيهء ،ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا.
فرمود : اى اهل عراق مردم چه ميگويند ، گفتند ميگويند دربارهء امّت محمد " ص " است ، پس على بن الحسين ( ع ) فرمود : امّت محمد تمامى در بهشتند .