دليل :
كسى كه ينقص قرائت كرده پس تقديرش را ( و لا ينقص من عمره ) فرض كرده و قرائت مشهور ، ( و لا ينقص ) بهتر است براى آنچه گذشت از قول خدا
وَ ما يُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ
« 1 » و همين طور قرائت ( تدعون ) بنا بر خطاب موافقتر بما تقدّم و ما تأخّر از كلام است ، و " يدعون " با ياء بنا بر مغايب بودن است و كسى كه سيغ شرابه خوانده پس آن بر تخفيف كسيست كه سيغ با تشديد بر وزن فيعل گرفته و اصلش سيوغ مثل هين و هيّن و ميت و ميّت مىباشد .
شرح لغات :
النطفه : آب كم و آب بسيار و آن از اضداد است و از آنست قول امير - المؤمنين عليه السلام وقتى كه گفته شد به آن حضرت كه خوارج از پل نهروان گذشتند ، فرمود محل كشته شدن و زمين افتادنشان پائينتر از آب است .
العمر : يعنى بقاء و زيستن و اصلش طول عمر است ، و قول ايشان لعمر اللَّه بفتح نه غير آن يعنى قسم بجان و ابديّت خداوند .
القطمير : پوست روى خرما ، و بعضى گفتهاند ، كه هسته خرماست .
الجديد : نزديك و تازه عهد بسبب منقطع شدن عمل از او و اصلش از قطع و جدايى است .
اعراب :
لا يُنْقَصُ
تقديرش ، لا ينقص من عمره شيء است ، پس مفعولى كه فاعلش ذكر نشده و يا نامش برده نشده محذوف است ، و قول او
إِلَّا فِي كِتابٍ
جار و مجرور در محل خبر است براى مبتداء محذوف تقديرش ( الا هو كان فى كتاب ) مىباشد ( تلبسونها ) جايز است كه جمله منصوبه در محل حال از " تستخرجون "
هامش
( 1 ) - سورهء فاطر آيهء : 11 .