ميكرديد كه آنها شريكان خدايند و ميپرستيد آنها را با خدا و اين مثل - سرزنش و توبيخ ايشانست ، در آنچه كه معتقد بودند از شريك قرار دادن با خدا چنانچه گويندهاى ميگويد به كسى كه عملى را فاسد و ناقص انجام داده كارت را به من نشان بده و اين توبيخ اوست براى آنچه كه عمل و كارش را فاسد كرده است ، زيرا كه آنها به زودى رسوا و مفتضح ميشوند براى فساد عملشان وقتى اشاره به بتها كردند ، آن گاه خداى سبحان فرمود :
( كَلَّا )
نه چنانست يعنى چنين نيست كه خيال كردهاند ، و بعضى گفته اند يعنى برميگردند از اين گفتار و از خطا و گمراهى متنبّه و بيدار ميشوند
بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ
بلكه او خداى تواناى چنانيست كه مغلوب نميشود (
الْحَكِيمُ
) داناى در تمام افعالش مىباشد ، پس چگونه براى او شريك است ، سپس بيان كرد پيغمبرى پيامبرش را و فرمود :
وَ ما أَرْسَلْناكَ
اى محمد ما تو را نفرستاديم برسالتى كه آن را حمل نمودى .
إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ
جبائى و غير او گفتهاند : مگر براى عامّه مردم عرب و عجم و ساير امتها .
و تأييد مىكند اين را حديثى كه از ابن عباس از پيامبر ( ص ) روايت شده كه فرمود ، پنج چيز به من داده شده و آن را بعنوان فخريّه و مباهات نميگويم 1 - من مبعوث شدم براى سرخ و سياه ( همه اقشار مردم دنيا ) .
2 - زمين براى من قرار داده شده طهور و مسجد ، و طهارت ( تيمّم ) و سجدهگاه كه بر آن سجده كنم .
3 - غنايم جنگى و غيره براى من حلال شده كه براى هيچكس از پيامبران