براى حاجتى بيرون ميرود .
الارجاف : شيوع دادن باطل است براى مهموم ساختن و غمگين نمودن بسبب آن و اصلش اضطراب است و از آنست كه گفته مىشود براى دريا ، رجّاف لاضطرابه ، موّاج است براى اضطرابش ، پس ارجاف مردم به چيزى اضطراب و پريشانى ايشانست ، بفكر كردن در بارهء آن و از آنست ترجف الراجفة « 1 » جنباننده بلرزاند .
الاغراء : خواندن براى گرفتن چيزى بسبب تشويق بر آن گفته مىشود اغراء بالشيء اغراء ففرى به يعنى گول زد به چيزى گول زدنى پس به آن فريب خورد .
اعراب :
يدنين در محل جزم است براى اينكه جواب شرط مقدر است و تقديرش اينست ( قل لازواجك ادنين عليكن من جلابيبكن ) پس تو اگر اين را بگويى نزديك گردانند .
ملعونين منصوب است بنا بر ذمّ ، اينما ثقفوا اخذوا ، شرط و جزاء است .
و اين ظرف براى ( ثقفوا ) و معموله آنست و البته جايز است اين مطلب براى آنكه جازم در اصل ، ان ، محذوفه است ، پس " اينما " متضمن ان گشته ، پس از آن بىنياز نموده و خود قائم مقام آن شده است و جايز نيست كه ( اخذوا ) در آن عمل كند براى آنكه آن جواب شرط است و جواب در ما قبل شرط عمل نمىكند .
هامش
( 1 ) - سورهء و النازعات آيهء : 6 .