خدا و آخرين پيامبر خداست ( كه بعد از او پيامبرى نخواهد بود ) و خدا به همه چيز دانا است .
قرائت :
اهل كوفه و هشام ( ان يكون ) را بياء خوانده و باقى از قراء بتاء قرائت كردهاند . و عاصم به تنهايى ( و خاتم النبيين ) بفتح تاء خوانده و بقيّه از قاريان بكسر آن خواندهاند .
دليل :
ابو على طبرسى گويد : تدكير و تأنيث هر دو نيكوست ، و اين آيه دلالت مىكند بر اينكه ماء در قول خدا
يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ
ماء نافيه است نه موصوله و كسى كه تاء از خاتم را كسره داده پس او پيامبران را ختم نموده و او خاتم و آخرين ايشان است ، و آنكه تاء را فتحه داده پس معنايش آخر النبيين است و پيامبرى بعد از او نخواهد آمد .
حسن گويد : خاتم آنست كه بوسيلهء او پايان مييابد .
مبرّد گويد : خاتم فعل ماضى بر وزن فاعل و آن در معناى ختم النبيين و منصوب بودن النبيين بنا بر اين وجه است كه آن مفعول به ، و در حرف و مصحف عبد اللَّه ( و لكن نبيّا و ختم النبيين ) مىباشد .
شرح لغات :
زجاج گويد : الخيره ، به معناى تخيير است ، على بن عيسى گويد :
الخيره ، اراده اختيار چيزيست بر غير آن .
الوطر : الارب و الحاجة ، بمعنى قضاء شهوت است . گويد :
و كيف ثوابى فى المدينة بعد ما * قضى وطرا منها جميل بن معمر