« باب پنجاهم » « در ذكر دو خبرى كه دلالت بر امامت آن بزرگوار دارد در موضوع خبر دادن آن حضرت باينكه با هارون در يك محل مدفون خواهد شد »
از موسى بن مهران مروى است كه گفت على بن موسى الرضا ( ع ) را در مسجد مدينه ملاقات كردم در حالى كه هارون خطبه ميخواند فرمود آيا مىدانيد كه من و او در يك خانه مدفون خواهيم شد . از محمد بن فضيل مروى است كه خبر داد مرا كسى كه از حضرت رضا ( ع ) شنيده بود در حالى كه آن بزرگوار در منايا در عرفات بهارون نظر ميكرد فرمود من و هارون اين چنين باشيم و دو انگشت خود را بهم چسبانيد و ما مقصود آن بزرگوار را ندانستيم تا اينكه واقعهء طوس بوقوع پيوست و مأمون امر كرد حضرت رضا ( ع ) را در جنب قبر هارون دفن كردند .
« باب پنجاه و يكم » « در خبر دادن آن حضرت باينكه او را بزهر ميكشند و پهلوى قبر هارون دفن مىشود »
از عبد السلام بن صالح هروى مروى است كه گفت از حضرت رضا ( ع ) شنيدم كه ميفرمود همانا به زودى از روى ستم با زهر شهيد ميشوم و مرا جنب هارون دفن ميكنند و حقتعالى خاك مرا محل آمد و رفت شيعهء من و اهل محبت من قرار خواهد داد پس هر كس مرا در محل غريبى زيارت كند زيارت كردن من در روز قيامت براى او واجب شود و به حق آن كسى كه محمد را بنبوت اكرام داشت و بر جميع خلقش برگزيد احدى از شما نزديك قبر من نماز نگذارد به قدر دو ركعت مگر آنكه مستحق آمرزش خداوند شود در روزى كه او را ملاقات كند و پاداش او را به بيند و به حق آن كسى كه بعد از محمد ( ع ) ما را بامامت اكرام داشته و بوصايت آن جناب مخصوص داشت زوار قبر من گراميترند در روز قيامت نزد خدا بر