تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
چيزهائى كه مسخ شده است حضرت رضا ( ع ) فرمود كه اينها كه مسخ شدند كه حقتعالى بر ايشان غضب كرده و آنها را مسخ كرده است و سه روز بعد از مسخ زنده بودند و بعد از سه روز مرده‌اند و نسلى از آنها بوجود نيامده است پس از منسوخات آنچه در دنيا است از بوزينگان و خوكان و غير اينها از آنچه اسم منسوخ بر آن صادق باشد شبيه و مانند منسوخ است و خوردن آنها حلال نيست و انتفاع به آنها جايز نيست - مأمون عرض كرد يا ابا الحسن خداوند مرا بعد از تو باقى ندارد به خدا قسم كه علم صحيح يافت نميشود مگر در نزد اهل اين بيت و بسوى تو منتهى شده است علوم پدران تو پس خداوند تو را از اسلام و اهل آن جزاى خير دهد يعنى از جهت تحمل مشقات اسلام و دين حسن بن جهم گويد چون حضرت رضا ( ع ) از آن مجلس برخاست من در عقب او روان شدم و چون به منزل خود رسيد من بر او وارد شده و به او عرض كردم يا ابن رسول الله حمد مخصوص خداوندى است كه عطا فرموده به تو نيكى رأى و عقيده امير المؤمنين آنچه را كه وى را واداشته بر آنچه من ديدم از اكرام كردن تو و قبول نمودن قول تو آن بزرگوار فرمود اى پس جهم فريب ندهد ترا آنچه ملاقات كردى از گرامى داشتن من و طلب شنيدن قول من همانا او به زودى مرا بزهر شهيد كند و بر من ستم كند و من مطلب را ميدانم بعهدى كه با من معهود است از پدران من از رسول خدا ( ص ) و تا زنده‌ام آن را مخفى دار حسن بن جهم گويد كه من اين حديث را باحدى نگفتم تا اينكه حضرت رضا ( ع ) در طوس بزهر شهيد شد و مدفون شد در خانهء حميد بن قحطبهء طائى در قبه كه در آن قبه قبر هارون الرشيد بود و آن جناب را بيك طرف قبر دفن كردند از حسين بن خالد صيرفى مروى است كه گفت حضرت ابو الحسن الرضا فرمود هر كسى قائل بتناسخ شود كافر است پس از آن فرمود خدا لعنت كند غلاة را يعنى كسانى كه در حق على ( ع ) غلو كردند و بخدائى او قائل شدند يا درجه ما را زياده از حد بلند كردند كاش يهودى بودند كاش مجوس بودند كاش نصارى بودند كاش طائفهء از قدريه بودند كه آنها را معتزله گويند و قائلند بتفويض خداوند افعال بندگان را بايشان و حوادث را به غير قدرت خدا دانند كاش طايفهء مرجئه بودند كه آنها را اشاعره گويند و افعال را منسوب به خدا دانند و لازمهء قول ايشان بطلان ثواب و عقاب است كاش حروريه بودند كه طائفه از خوارجند يعنى غلاة از جميع اين طوايف بدترند پس از آن فرمود با ايشان ننشينيد و تصديق قول ايشان نكنيد و از ايشان بيزارى جوئيد كه خدا از ايشان بيزار است از ياسر خادم مروى است كه گفت به حضرت رضا ( ع ) عرض كردم چه ميگوئى در تفويض يعنى در قومى كه قائلند باينكه خدا محمد ( ص ) را خلق كرد و خلقت دنيا را تفويض به او فرمود پس محمد ( ص ) خالق دنيا و ما فيها است حضرت رضا ( ع ) فرمود كه خدا امر
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 451 | الشيخ الصدوق / شيخ محمد تقى آقا نجفى اصفهانى