تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
اما قول خدا * ( وَلَنْ يَجْعَلَ الله لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا ) * مقصود حقتعالى اينست كه ميفرمايد خدا از براى كافر بر مؤمن حجتى قرار نداده است يعنى كافر نميتواند مؤمن را در دليل ايمان مغلوب كند و او را دليلى نباشد كه بسبب آن ظفر يابد و بتحقيق كه حقتعالى خبر داده است از كفارى كه كشتند پيغمبران را به غير حق و با اينكه ايشان را كشتند خدا از براى ايشان بر پيغمبران خود راهى از راه حجت قرار نداد « مصنف گويد » احاديثى كه در اين معنى روايت كرده‌ام در كتاب ابطال الغلو و التفويض ثبت و ضبط كرده‌ام .

« باب چهل و ششم » « در ذكر اخبارى كه دلالت دارد بر امامت آن جناب »

از عمر بن يزيد مروى است كه گفت من نزد ابى الحسن الرضا ( ع ) بودم كه آن بزرگوار محمد بن جعفر بن محمد را ذكر كرد و فرمود من بر خود قرار داده‌ام كه سقف يك خانه بر من و او سايه نيندازد يعنى با او در يك موضع ننشينم من در قلب خود خيال كردم حضرت رضا ( ع ) كه ما را امر باحسان و صله رحم مىكند چگونه اين گفتگو نسبت بعم خود مىكند چون من اين خيال در قلب خود كردم آن بزرگوار روى مبارك خود را به من كرد و فرمود اين هم از احسان و صله است زيرا كه عم من چون نزد من آيد پس از آن در حق من هر چه بمردم گويد او را تصديق ميكنند و هر گاه او داخل بر من نشود و من داخل بر او نشوم هر چه در حق من بگويد قول او مقبول نيست و كسى تصديق آن را نميكند . دلالت ديگرى : از محمد بن عيسى بن عبيد مروى است كه گفت محمد بن عبد الله طاهرى به حضرت رضا ( ع ) نوشت و از غم و اندوه خود شكايت نوشت كه من از عمال سلطان هستم و مرتكب امر ديوانى ميشوم و عمل وصيتى هم در دست من است حضرت رضا ( ع ) به او نوشت اما وصيت كفايت كرده شدى امر آن را يعنى بس است ترا از تو بر طرف خواهد شد چون اين نوشته را زيارت كرد مفهوم و مهموم شد و پنداشت كه اين عمل وصيت از او گرفته مىشود و ندانست غرض حضرت مردن او است و بعد از بيست روز مرد « مترجم گويد » در بعضى از نسخ عم به عين مهمله است و بنا بر اين صورت شكايت كرده است از عم خود كه متولى عمل سلطان بوده است و متلبس بامر ديوانى بوده خود اين مرد وصى او بوده است آن بزرگوار نوشتند كه امر وصيت ترا كفايت كرد . دلالت ديگرى : از محمد بن عبيد اللَّه قمى مروى است كه گفت من در نزد حضرت رضا