خليل الرحمن در قربانى كردن فرزندش اسماعيل نبود پيغمبر فخر نميكرد به نسبت دادن خود را به اين دو نفر و نميفرمود
انا بن الذبيحين ) *
و هر جهتى باعث شد كه اسماعيل را خداوند نگذاشت قربانى شود به همان جهت عبد اللَّه را نگذاشت قربانى شود و آن جهت اين بود كه وجود مبارك حضرت ختمى مرتبت ( ص ) در صلب آنها استقرار داشت پس ببركت وجود پيغمبر و ائمه عليهم السلام خداوند اين حكم را از آنها مرفوع ساخت پس اين سنت در ميان مردم جارى نشد كه اولاد خود را قربانى كنند و اگر نه اين بود بر جميع مردم واجب ميشد كه در هر عيد قربان اولاد خود را قربانى كنند به جهت تقرب درگاه حضرت حق سبحانه پس هر چه در عيد قربان مردم به جهت قرب خداوند قربانى كنند فداء اسماعيل است تا روز قيامت « مصنف گويد » كه در ذبيح روايات مختلف وارد شده است از بعضى از روايات برميآيد كه ذبيح اسحق بن ابراهيم بود و از بعضى از روايات بر مىآيد كه اسماعيل بن ابراهيم بود و چون طرق احاديث طرفين به صحت پيوسته راهى برد احاديث هيچ طرف نيست و ليكن ذبيح اسماعيل است و بعد از وقايع اسماعيل اسحق متولد شد و چون آرزو كرد كه پدر بزرگوارش به ذبح او مأمور بودى و صبر مينمود بامر خداوند و قبول ميكرد امر خدا را مثل صبر برادرش و تسليم او پس حقتعالى او را در ثواب بدرجهء كه سزاوار است ميرساندى و حقتعالى از ضمير او آگاه بود كه چنين مىكند و اين خيال دروغ نيست از اين جهت حقتعالى او را ميان فرشتگان ذبيح ناميد بسبب اين تمنا و حديث آن را با اسناد در كتاب نبوت اخراج كرده ام
باب نوزدهم در ذكر آنچه وارد شده است از آن جناب در علامات امام ( ع )
على بن حسن بن على بن فضال از پدرش از حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا ( ع ) روايت كرده است كه آن جناب فرمود از براى امام علاماتى است از آن جمله آنكه امام بايد داناترين مردم و بهترين مردم در حكم كردن و با كفايت ترين مردم و بردبارترين مردم و شجاعترين مردم و سخيترين مردم و عابد ترين مردم باشد و بايد متولد شود در حالتى كه ختنه شده باشد و پاك و منزه باشد از كثافات و ببيند از عقب سر چنان كه از پيش روى بيند و او را سايه نباشد و هر گاه از شكم مادر به زمين آيد بر دو كف دست به زمين آيد در حالتى كه آواز او بشهادتين بلند باشد و محتلم نشود و چشم او در خواب باشد اما قلب او بايد بيدار باشد و بايد