تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
ابرى سياه بر بالاى سر ايشان بايستاد و آتش بر ايشان باريدن گرفت كه هر قطعهء آتش چون طاق عمارتى بود پس آتش شعله كشيد و بدنهاى آنها را گداخت چون ارزيز كه در آتش گداخته شود ، پناه ميبريم به خدا از غضب او و نزول بلاى او و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم .

باب هفدهم در ذكر خبرى كه وارد شده است از آن جناب در قول حقتعالى * ( وَفَدَيْناه بِذِبْحٍ عَظِيمٍ ) * ) *

از فضل بن شاذان مروى است كه گفت از حضرت رضا ( ع ) شنيدم كه ميفرمود هنگامى كه حقتعالى حضرت ابراهيم ( ع ) را امر فرمود كه جاى فرزندش اسماعيل برهء كه از براى او فرستاده بود قربانى كند ابراهيم ( ع ) از خداوند آرزو كرد كه كاش فرزند خود اسماعيل را بدست خود در راه خدا قربانى ميكردم و كاش مأمور نشده بودم بقربانى كردن بره جاى اسماعيل تا اينكه قلب من رجوع كند و قلب پدرى شود كه عزيزترين فرزندان خود را بدست خود در راه دوست قربانى كند و به اين سبب درجه هاى او بلندتر شود از كسانى را كه حقتعالى به آنها ثواب عطا فرموده به جهت نزول مصائب به آنها حقتعالى وحى بسوى او فرستاد كه اى ابراهيم از مخلوق من كيست دوستتر بسوى تو عرض كرد پروردگارا اين همه مخلوق را كه آفريدى احدى را بيش از حبيب تو محمد مصطفى ( ص ) دوستتر ندارم حقتعالى به او وحى فرستاد كه آيا او را بيشتر دوست ميدارى يا خود را عرض كرد بلكه او را فرمود فرزند او را بيشتر دوست ميدارى يا فرزند خودت را عرض كرد بلكه فرزند او را فرمود قربانى شدن فرزند او بر دست دشمنان او از روى ظلم بيشتر دل ترا به درد مىآورد يا قربانى كردن فرزند خود را بدست خود در اطاعت من عرض كرد بلكه قربانى شدن فرزند او بر دست دشمنان او بيشتر دلم را به درد مى - آورد فرمود اى ابراهيم طائفه را گمان برسد كه از امت محمد ( ص ) باشند و بكشند فرزند او حسين را بعد از او بجور و ستم مانند آنكه برهء را ذبح كنند يعنى قتل آن حضرت نزد آنها عظمى ندارد و مستوجب شوند به اين سبب سخط و غضب مرا پس فرياد و فغان ابراهيم ( ع ) بلند شد و دل او به درد آمد و شروع كرد بگريه كردن پس خطاب از مصدر جلال الهى رسيد كه اى ابراهيم جزع و فغان تو را فداى فرزندت اسماعيل قرار دادم مثل آنكه اسماعيل را بدست خودت فدا كردهء چون بر حسين ( ع ) و قتل