بعضى گفتهاند : ق به معنى ( قضى الأمر ) يا ( قضى ما هو كائن ) است يعنى :
كار از كار گذشته يا آنچه بايد انجام گيرد شده است ، همانگونه كه در ( حم ) گفتهاند به معنى : ( حمّ الأمر ) است « 1 » .
« وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ »
يعنى : قرآنى كه در پيشگاه خداوند داراى احترام بوده ، خودش ذاتا داراى عظمت است ، و خير بسيار و نفع بيشمار دارد ، سوگند به اين قرآن كه روز قيامت برانگيخته خواهى شد .
بعضى هم گفتهاند تقديرش اين است سوگند به قرآن مجيد كه محمد رسول خداوند است ، و دليل آن هم آيهء بعد است كه مىفرمايد :
« بَلْ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ »
يعنى : قوم تو بدين جهت تكذيبت ننمودند كه تو را دروغگو دانسته باشند ، بلكه از اين در شگفت بودند كه بيم دهندهاى از خودشان آمده است ، و فكر مىكردند كه هيچگاه وحى نخواهد شد مگر بر فرشته !
« فَقالَ الْكافِرُونَ هذا شَيْءٌ عَجِيبٌ »
يعنى : اين مطلب تعجّبآور است ، و تعجّب مىكردند كه محمّد ( ص ) رسول خدا به سوى آنان باشد ، و لذا رسالت او را منكر شدند ، و برانگيخته شدن پس از مرگ را نيز انكار نمودند كه آيهء بعدى بدان اشاره كرده مىفرمايد :
« أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً »
؟ ! يعنى : آيا پس از خاك شدن دوباره برانگيخته
هامش
( است ، و به وسيلهء آن ، آسمان حفظ مىگردد كه ساكنانش به هلاكت نرسند ) .
قسمت آخر حديث اشاره به عوامل جوّى مانند نيروى جاذبه كه موجب نگهدارى كرات آسمان است دارد ، و اين نيز از معجزات علمى قرآن و حديث مىباشد .
( 1 ) - حم الأمر با صيغهء مجهول يعنى : تمام شد .