( وَ قَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مُبِينٌ )
« 1 » با اينكه براى آنان پيامبرى كه راستگوييش آشكار بود آمد .
( ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ )
ولى آنان از اين پيامبر روگردان شدند ، و سخنش را نپذيرفتند .
( وَ قالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ )
يعنى : او تعليم داده شده است ، و بشرى كه با ادّعاى نبوت ديوانه است او را تعليم ميدهد « 2 » سپس ميفرمايد :
( إِنَّا كاشِفُوا الْعَذابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عائِدُونَ )
يعنى : ما عذاب گرسنگى و دود را اندك مدتى از شما بر ميداريم ، و از مقاتل نقل شده است كه منظور از اين مدّت تا جنگ بدر بوده است - ولى باز شما بكفر و تكذيب خود باز ميگرديد .
زيرا پس از آنكه خداوند بوسيلهء دعاى پيامبر و خواندن نماز استسقاء عذاب قحطى و خشكسالى را از آنان بر طرف ساخت ، دوباره بتكذيب پيامبر پرداختند ، و اين معنى بنا بر قول كسى است كه گفته است دود در زمان حضرت بوده است .
امّا بنا بر قول كسى كه ميگويد : اين دخان از علائم قيامت است معنايش آنست كه شما دوباره گرفتار عذابى سختتر خواهى شد ، و آن عذاب عبارتست از عذاب جهنّم ، و قليل مدّت ما بين ايندو عذاب است « 3 » .
( يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرى )
بنا بر قول اوّل يعنى : براى آنان عذاب
هامش
( 1 ) تفسير ابن عبّاس ص 308 ( مبين يعنى : براى آنان بزبانى بيان كند كه آن را ميدانند ) . تفسير علىّ بن ابراهيم قمّى ج 2 ص 291 ( مبين يعنى :
پيامبرى كه بر ايشان ظاهر شده است .
( 2 ) تفسير قمّى ج 2 ص 291 : ( اين سخن را هنگامى گفتند كه وحى بر پيامبر خدا ( ص ) نازل شده به حالت غشوه فرو ميرفتند )
( 3 ) تفسير قمّى ج 2 ص 291 :