منظور از آن پيامبرانى است كه براى پدران آنان آمدهاند و پيامبرانى كه براى خودشان ميآمدند ، زيرا اين قوم پشت سر پيامبرانى بودهاند ، كه براى پدرانشان آمدهاند ، بنا بر اين ضمير « هم » در من « خلفهم » به پيامبران بر ميگردد .
بعضى هم گفتهاند معنايش آنست كه بعضى از آنان زمانشان متقدّم و برخى زمانشان متأخّر بوده است .
بلخى گويد : و نيز مىشود معنا چنين باشد كه براى قوم عاد و ثمود اخبار پيامبران از اينجا و آنجا ميآمده است « كه منظور از بين ايديهم و خلفهم آمدن گزارشات و اخبار پيامبران باشد كه از هر سو به آنان ميرسيده است نه آنكه خود پيامبران بسوى آنان رفته باشند » « 1 » .
(
أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ
) يعنى : پيامبران را بسوى آنان فرستاديم كه به آنان بگويند : جز خداى يكتا احدى را نپرستيد ، و ديگرى را در پرستش شريك خدا نسازيد .
(
قالُوا لَوْ شاءَ رَبُّنا لَأَنْزَلَ مَلائِكَةً
) يعنى : پس از آنكه پيامبران را بسوى آنان فرستاديم مشركين گفتند : اگر خداوند ميخواهد به او ايمان بياوريم ، و شريكى برايش نگيريم بايد فرشته بفرستد ، و فرشتگان ما را بسوى راه او دعوت كنند ، نه آنكه بشرى مانند ما را بفرستد ، گويا كه اعلان ميكردهاند ما حاضر
هامش
( 1 ) تفسير كشّاف جلد 4 صفحهء 191 از حسن نقل مىكند معنى اذ جاءتهم الرّسل آنست كه پيامبران آنان را از عذابهايى كه خداوند بر امّتهاى پيشين فرستاده آگاه ميساختهاند ، و نيز آنان را ميترساندهاند كه شما هم اگر منكر شويد در آينده چنين عذاب خواهيد شد .