و نيز از لحاظ قياس هم جانب حذف تقويت مىشود ، زيرا جمله طولانى شده است و هر گاه جملهء اسميه طولانى شود گاهى چيزى از آن را حذف مى كنند مانند آنكه از « اشهيباب » و « احميرار » حذف ميكنند « 1 » و همانگونه كه از « كينونه » حذف كردهاند .
بنا بر اين همانگونه طبق قياس در اسماء طولانى چيزهايى جايز است حذف شود در صله نيز جايز است ضمير عائد بموصول به همين جهت حذف شود .
لغات آيات :
تحبرون - حبور عبارت است از شادمانى و سرورى كه آثارش در صورت ظاهر ميگردد ، وقتى دربارهء چيزى بگويند : ( حبّرته ) يعنى : آن را نيكو ساختم ، و حبار بمعنى اثر است .
صحاف - صحاف جمع صحفه است و آن جامى است كه غذا در آن خورده مىشود .
اكواب - و اكواب جمع كوب است ، و كوب ظرفى است مانند ابريق « آفتابه » ( آبريز ) كه گوشه و گردن ندارد ، و بعضى هم گفتهاند كوب مانند جام شراب است ، اعشى در اين باره گفته است :
« صريفيه « 2 » طيب طعمها * لها زبد بين كوب و دنّ »
يعنى : « شرابى خوش طعم كه بين جام و خمره كف بر مىآورد » .
هامش
( 1 ) كه مىشود : « اشهباب » و « احمرار » .
( 2 ) صريفيه شرابى است از قريهء صريفون كه نزديكى عكبراء است يا شرابى است از قريهء صريفه در واسط ، آن طور كه گفتهاند ، يا شرابى را گويند كه همان لحظه از خمره برداشته شده است مانند شير گرم در لحظهاى كه از پستان دوشيده مىشود .