( ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ )
يعنى : اى محمّد پيش از وحى نميدانستى كتاب چيست ؟ ايمان كدامست ، نه از شرايع و احكام دين خبر داشتى و نه از معالم ايمان .
و بعضى گفتهاند يعنى : پيش از آمدن وحى اهل ايمان را نميشناختى و نميدانستى چه كسى بكتاب و رسالت ايمان خواهد آورد و چه كسى ايمان نخواهد آورد ، و اين مورد از باب حذف مضاف است .
( وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً )
يعنى : و لكن اين روح را كه قرآن است نورى قرار داديم ، زيرا در آن معالم دين وجود دارد ، و اين معنى از سدى نقل شده است .
از ابن عبّاس نقل شده است يعنى : ايمان را نورى قرار دادهايم ، زيرا ايمان راه نجات است .
( نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا )
يعنى : هر كدام از بندگان خود را كه بخواهيم بوسيلهء قرآن بسوى بهشت هدايت ميكنيم .
( وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ )
يعنى : تو مردم را ارشاد ميكنى و دعوت مىنمايى بسوى راهى كه به حق مىرساند ، و اين راه عبارتست از ايمان آن گاه اين راه را تفسير كرده ميفرمايد :
( صِراطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ )
راه خداوند كه مالك موجودات آسمانى و زمينى است كه هم آنان را آفريده و هم مالك آنان است .
( أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ )
يعنى : به هوش باشيد كه در روز قيامت كارها و تدبير امور بدست خداوند است ، و در آن روز كسى جز او مالك نيست .