تا او را در مقابل قومش كه از ايمان آوردن آنان نااميد شده بود يارى كنيم و بدين جهت گفت :
( أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ
) ، « همانا من مغلوب شدهام ياريم كن .
قمر - 10 »
فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ
( پس چه نيكوست جواب گويندگان ) كه ما باشيم كه اجابت كرديم « نوح » را در دعايش و او را با هلاك كردن قومش از آزار آنان خلاص كرديم .
برخى گفتهاند : منظور از اجابت براى همه مىباشد نه تنها براى « نوح » پس معنى اين مىشود كه : ما چه نيكو جواب دهندگانيم به هر كه ما را بخواند .
وَ نَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ
( و نجات داديم او و كسانش را از اندوه بزرگ ) يعنى از مكروهى كه همواره از طرف قومش فرا مىرسيد .
لفظ ( كرب ) هر اندوهى را گويند كه سوزش آن به سينه برسد . لفظ ( نجات ) از لغت ( نجوه ) به معنى مكان بلند است كه در نتيجه به معنى رفع از هلاكت خواهد بود .
اهل « نوح » ( ع ) عبارت از كسانى بودند كه با او در كشتى قرار گرفته و نجات پيدا كردند .
وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقِينَ
( و قرار داديم دودمانش را بازماندگان ) پس از آنكه مردم غرق شدند ، بنا بر اين همهء مردم پس از نوح از فرزندان نوح ميباشند و اين گفتار « ابن عباس » و « قتاده » است . در نتيجه عرب و عجم از اولاد « سام ابن نوح » بوده و « ترك » ، « صقالبه » ، « خزر » و « يأجوج و مأجوج » از اولاد « يافث بن نوح » و سياهان از اولاد « حام بن نوح » مىباشند .
« كلبى » گويد : چون نوح از كشتى بيرون آمد آن كه از زن و مرد همراه او بودند مردند و فقط زنان و فرزندان خودش زنده و باقى ماندند .
وَ تَرَكْنا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ
( و گذارديم بر او در پسينيان ) يعنى گذارديم براى او ياد نيكويى و ستوديم او را به امت « محمد » ( ص ) ، پس اين جمله در