فَإِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ
( پس زمانى كه ضررى به انسان برسد ) از بيمارى و گرفتارى
دَعانا
( مىخواند ما را ) و پناه مىآورد به سوى ما با حالت تسليم و اخلاص ، چه اين كه مىداند غير از ما هيچ كسى قادر به رفع گرفتارى او نيست
ثُمَّ إِذا خَوَّلْناهُ نِعْمَةً مِنَّا
( سپس او را چون از جانب خود نعمتى دهيم ) يعنى چون نعمتى از سلامت جسم و گشايش روزى و نعمتهاى ديگرى به او ببخشيم
قالَ إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ
( گويد بر اساس علم داده شدهام ) در تفسير اين آيه سخنان گوناگونى گفته شده است كه اينك اشاره ميكنيم :
اول - از « حسن » و « جبائى » نقل شده است كه : انسان گويد ، همانا داده شدهام روى دانش و زيركى و كاردانى خود . پس اين اشاره است كه آنان به منافع و ضررهاى خود جاهل هستند .
دوم - داده شدهام بر اساس خيرى كه خداوند از من ميداند و اين قول از « مقاتل » و « قتاده » نقل شده است .
سوم - داده شدهام بر اساس علمى كه خدا آن را از من قبول كرده و راضى است ، و لذا خداوند بخشيده است براى من از نعمتهايى كه بخشيده است .
سپس خداوند مىفرمايد : امر بر اساس گفتهء ايشان نيست
بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ
( بلكه آن فتنهاى مىباشد ) يعنى آزمايش و امتحانى است كه خدا به آن آزمايش كرده است تا ظاهر شود كه شكر و صبر انسان در مقابل آن چگونه است تا بر اساس آن مجازات كند .
و گفته شده است كه معنى آيه چنين است كه اين نعمت فتنهاى يعنى عذابى بر ايشان خواهد بود اگر آن را به خود نسبت دهند .
و برخى گفته معنى آيه اين است كه خود اين گفتار براى ايشان فتنهاى مىباشد زيرا ايشان بر آن عذاب خواهند شد .
وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ
( و لكن بسيارى از ايشان نمىدانند ) بلاء چه چيزى