« حسنْ » است كه گفته مراد از دين خالص ، اسلام است .
و برخى گفتهاند معنى آيه اين است : اطاعت براى خداوند است در عبادت كه به واسطهء آن انسان مستحق جزاء مىشود ، پس اين چنين طاعتى مخصوص خدا بوده و بر غير او جايز نيست .
وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ
( و آنان كه گرفتند به غير از او اوليائى را ) و گمان كردند كه غير از خداوند مالك ديگرى است كه مالك ايشان مىباشد مىگويند :
ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى
( عبادت نمىكنيم ايشان را مگر كه نزديك كنند ما را به خداوند ، نزديك كردنى ) يعنى شفاعت كنند از ما نزد خداوند . و ( زلفى ) به معنى ( قربى ) مىباشد و آن اسمى است كه در اينجا ، جاى مصدر را گرفته است .
إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ
( بدرستى كه خداوند حكم مىكند ميان ايشان ) روز قيامت .
فِي ما هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ
( در آن چه كه ايشان اختلاف مىكنند ) در امور دين كه هر يك از آنان به قدر استحقاق خود معاقب خواهند بود .
إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي
( همانا خدا هدايت نمىكند ) به راه بهشت و حكم نميكند به هدايت او به حق .
مَنْ هُوَ كاذِبٌ
( آن كه او دروغگو بوده ) بر خدا و رسول او ، و .
كَفَّارٌ
( ناسپاس ) است به آن چه خداوند نعمت داده و منكر اخلاص عبادت خداوند است و نمىخواهد كه خداوند او را هدايت كند مانند قوم « ثمود » كه گمراهى را بر هدايت برگزيدند .
لَوْ أَرادَ اللَّهُ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً
( اگر خدا بخواهد كه بگيرد فرزندى را ) طبق آن چه اين كافران مىگويند كه فرشتگان دختران خدا هستند و آن چه نصارى مىگويند كه « مسيح » پسر خداست و آنچه يهود مىگويند « عزيز » پسر خداست